تراپی ؟! نه ممنون زول میزنم به ستاره هایِ آسمون و آهنگ " بیشتر از همیشه " مهیار رو گوش میدم و زمزمه میکنم ..
از اینکه یسریا نیمه خالی لیوانو میبینن و توقع یک طرفه از بقیه دارن حالمو بهم میزنه*
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند
نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گریه می کنند
بانوی من ، چگونه تسلایتان دهم
چون چشم های باورتان گریه می کنند
وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم
انگار که ابرهای جهان گریه می کنند
انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند
حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کنند
حسین منزوی
امشب رفتم ظرف سوهان رو قایم کردم تا خودم تنهایی همشو با چایی بخورم و الان یادم رفته کجا گذاشتمش.