امروز زنگِ تفریح داشتم از پله ها می رفتم بالا، سالن خیلی شلوغ بود، یهو سرم رو بالا آوردم و خودم رو تو آینه دیدم، یه لحظه احساس کردم خودم رو نمیشناسم، حسِ مبهمی داشت، گم شدن، ترس.. .
بعد با خودم گفتم، من واقعا کیَم؟ فکر کنم خیلی وقته خودم رو یادم رفته، زندگی کردن رو یادم رفته، همه چی رو احساس میکنم دارم از دست میدم، همه چی.
هدایت شده از 𝘺𝘰𝘬𝘪
https://eitaa.com/Street_245
وایب احسان یاسین میدی یا خاننده های ایرانی ک مذهبی ملایم میخونن
ادمای اروم.
رنگم سفید رنگ ابر
تو را با غیر میبینم
صدایم در نمیآید
دلم میسوزد و کاری
ز دستم برنمیآید.. .
- مهدی اخوان ثالث
امروز انگاری همه منتظر بودیم یکی بزنه زیر گریه و بعدش همه شروع کنیم.
باورم نمیشه سه سال انقدر زود گذشت.. همین دیروز بود انگار رفتم ثبت نام.