eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
253 ویدیو
7 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
ببخشید که این روزها انقدر اینجا غمی شده، نمی‌تونم تظاهر کنم که همه چیز گل و بلبله. ولی خب شکرت. چی بگم.
پناهِ همیشگی، آقای امام زمان، این آدمک طفلکی و رنجور رو بپذیرید لطفاً، ممنونم.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
یک./ خسته، غم‌زده و بغضی در حال برگشتن از کلاس بودم که گوشی رو روشن کردم تند تند و پیام‌ها رو نگاه کردم، ریحانه گفت دارم می‌رم بیرون نمیای؟ گفتم حتماً نمی‌شه، پس بغضم وسط خیابون ترکید. امّا وقتی رسیدم خونه و مامان قیافه‌ی مظلومانه‌م رو دید قبول کرد و گفت برم.
دو./ نشستم همون‌طوری منتظر تا اینکه بابام برسونتم‌ کافه و بعد تندتند رفتم از پله‌ها بالا و با قیافه‌ی منتظر ریحانه مواجه شدم. سفارش‌هامون رو دادیم و از شدت گرسنگی اون نیم ساعت اندازه‌ی صدسال گذشت برامون.