خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یک./
خسته، غمزده و بغضی در حال برگشتن از کلاس بودم که گوشی رو روشن کردم تند تند و پیامها رو نگاه کردم، ریحانه گفت دارم میرم بیرون نمیای؟
گفتم حتماً نمیشه، پس بغضم وسط خیابون ترکید.
امّا وقتی رسیدم خونه و مامان قیافهی مظلومانهم رو دید قبول کرد و گفت برم.
دو./
نشستم همونطوری منتظر تا اینکه بابام برسونتم کافه و بعد تندتند رفتم از پلهها بالا و با قیافهی منتظر ریحانه مواجه شدم.
سفارشهامون رو دادیم و از شدت گرسنگی اون نیم ساعت اندازهی صدسال گذشت برامون.
سه./
بعد از اینکه بلند شدیم ریحانه هر آینهای که میدید میخواست عکس بگیره، رسیدیم سر پله نزدیک بود بیوفتیم هی میگم ریحانه چرا راه نمیری میگه اینجا آینهست بذار عکس بگیرم.=)))))))))
خلاصهش که حساب کردیم و زدیم بیرون.
چهار./
داشتیم راه میرفتیم که یه نگاه به ساعت کردیم و دیدیم یه ساعت مونده به شروع تجمع، هیچی بدون موجودی حساب بانکی فقط جهتِ اینکه وقت پُر شه و خنک شیم رفتیم تو پاساژ و دور زدیم و خدای من دلم لباس میخواهد، لباس های نانازیِ خنکِ تابستونی. ( بچهها باید میگفتم که رزالین پولداره واقعاً من بیپول بودم. 😔)
پنج./
همچنان که نایِ راه رفتن نداشتیم، جای نشستن هم نبود، انقدر بهمون فشار اومده بود که نشستیم سر کوچه کنار موکب و یکم نفسی تازه کردیم، هر چند که مدام هیجاناتِ عجیبی از سوی کائنات بهمون وارد میشد و قشنگ یه دور میمردیم و زنده میشدیم ولی خب.
شش./
موقع تجمع یکم ایستادیم و یکم راه رفتیم و این روند ادامه داشت چون اگر یه جا میایستادی از گرما آبپز میشدی، یه جا انقدر بهمون فشار اومد از گرما که رفتیم پایینترین نقطه نشستیم تا تموم شه تجمع.
تا یکم آروم میشدم سردرد توی وجودم جون میگرفت، پس ترجیحاً دوربین رو روشن کردم و گفتم ویدئوی چرت و پرت بگیریم و بعد چیشد؟ حافظهم انقدر پُر بود فقط یه ویدئو گرفتیم در حد ۳۵ ثانیه و تمام. =))))))
البته همون گویای وضعیتِ اسیدی و خندهدارمون بود.
هفت./
آخر تجمع بود، تموم شده بود، داشتیم میرفتیم سمت موکبمون.
همه کم کم داشتن جمعوجور میکردن،
دعای فرج پخش شده بود و ما هم کم کم روانهی خونه شدیم و به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست.
امشب دلم گل میخواست، یه شاخه گل رز سفید یا آبی.
هیچکی نخرید برام. گریه.
محبوبم اگر الان نیستی پس کِی میخوای باشی دقیقاً؟
هدایت شده از تَــرخْـــون🌱
به هزار و یک دلیل دیگه آدمهای سابق نیستیم و هیچوقت هم نمیشیم.