خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
روزِ چهارم از چلهی زیارت آلیاسین. ☀️
روزِ پنجم از چلهی زیارت آلیاسین. ☀️
شما میگید سلام بر استایلهای پاییزی، سلام بر هوای سرد، من میگم سلام بر ویروس، سلام بر سرماخوردگی، سلام بر دیفنهیدرامین، سلام بر سرپرستارِ بیمارستان که دیگه باهم رفیق شدیم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دیشب مازندران:
دیشب هر لحظه منتظر بودم که یه دونه صاعقه بخوره مستقیم وسط اتاقم.
- من برای دوستداشتهشدن درس نمیدم و معلم نشدم، من از اول سال تدریسم جوری بودم که شب بتونم با وجدان راحت بخوابم.
#مکالمات // استادِ عزیزم.
لحظهی باریدن باران به دیدارم بیا
بلکه تیمارش کنی این زخمهای کهنه را...
- یلدا کولیوند