خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دلم تنگ شد.
کاش خدا زودتر جور کنه بریم گلزار.
هدایت شده از مبتلایِ امید
شب که از نیمه میگذشت، در خانه باران میگرفت.
مدتی میشد که ابرها جای خود را به چَشمهایم داده بودند.
رقیه برومند
| شَبی که باران شدت گرفت.