eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
235 ویدیو
5 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
به نامِ آفریدگارِ او.
گاهی آدم دلش میخواد گریه کنه و یکی بغلش کنه. هیچی نگه فقط همین.
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
روزهایِ آخرِ [مدرسه] ؛
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
دلم تنگ میشه از همین الان برای پشت حیاط، جایی که می نشستیم، خیال پردازی هامون، زنگ های ورزش، خندیدن های بی صدا سر زنگ ریاضی، بعضی دبیرهامون، قهر هامون، قرآن خوندن سر صف، بوی آش از آبدارخونه، مکالمه های کدگذاری شده مون، دوشنبه های بیکاری، چایی خوردن سر صبح با رزالین، بوی رطوبتِ کتابخونه، صف های بلند برای بستنی، لرزیدن از شدت سرما، بچه های کلاسمون، زنگ هنر، کار با گواش تو کلاس، حرص خوردن از دست یکی از بچه ها، بحث های چرت و پرتمون، خنده های بی دلیل مون و .. ‌.
بعضی اوقات به این فکر میکنم کاش یه دقیقه برای خودم زندگی می کردم.
گاهی آدم کم می آورد، می ماند چه کند. غرق می شود در آبی عمیق، نه می‌تواند خودش را نجات دهد و نه میمیرد، زمان ثابت می ماند و او فقط برای زنده ماندن تقلا می کند‌.
چی میشه که آدم یهو از همه چیز زَده میشه؟ هم تابستون میخوام هم نمیخوام.
آره من نسبت به تو حسودم. و دلمم میخواد هرچی آدم دورته رو آتیش بزنم. از همه شونم متنفرم، متنفر. من اصلا هم عصبی نمیشم.
بغلم کن، بغل کن روحم‌و که خسته ست.. .