eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
239 ویدیو
6 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
با وایولا [مثلا] قهر بودم و وقتی رفتیم اونجا بهم پاستیل داد. منم خرذوووق شدم:).
صبح با خستگی اومدم از حوزه بیرون، ولی یه نفس راحت کشیدم و به آسمون نگاه کردم. بعدش رفتم خونه مادربزرگم زیر باد کولر بدون اضطراب و عذاب وجدان سرم رو گذاشتم رو بالش.
یهو پیام دریافت کردم از رزالین که گفت امروز میتونی بیای پارک یا نه. انقدر لبخندی‌ شدم که اصلا. :))))))))))))))) با کلی ذوق و شوق رفتم فروشگاه خوراکی خریدم و رفتم پیشش.
ما حتی میتونیم درباره چرت ترین چیز ها و جزئیات‌شون ساعت ها حرف بزنیم و بعد با یه لبخندِ ملیح به داشتن چیزی به عنوان مغز توی سرمون شک کنیم.
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
_
ای دل غمگین مباش که مولایمان علی‌ست.
به نامِ آفریدگارِ او.
حس ناکافی بودن فقط اون موقعی‌ که نمی‌تونی به کسی که ناراحته کمک کنی.
چرا روز عید غدیر باید کارنامه بدن. اَه.
اگه تلاش و پشتکارِ یانگوم رو داشتم الان تمام قله ها رو فتح کرده بودم.
آن‌ چنان سرگرمِ رویای تو هستم بارها دیده‌ام خوابِ تو را با دیده‌ی بیدارِ خویش.. - حسین دهلوی