منِ عزیز سیصد و شصت و پنج روز دیگه هم دَووم آوردی، تجربه کسب کردی، احساساتت رو ابراز کردی، شکست خوردی، بلند شدی، گریه کردی، خندیدی وَ پُررنگ ترین اتفاقِ اخیر، تغییر کردی!
زادروزت خجسته "من".
یک سالِ دیگه هم گذشت وَ حقیقتا
" این قافلۀ عمر عجب می گذرد.. "
هدایت شده از هِزارویكشَب*
خانوم کوچولویِ آبیِ من، دخترِمهربونم، عزیزترینِقلبم، نمیتونم توصیف کنم که چقدر خوشحالم که دارمت . . .
هر ثانیه بیشتر از قبل؛))))))))
خودت میدونی که دوستداشتنی ترین آدمِ زندگیمی، تولدت هزاران بار مبارکِ خودم و کسایی که دوسِت دارن باشه..🤍
https://eitaa.com/Street_245
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
خانوم کوچولویِ آبیِ من، دخترِمهربونم، عزیزترینِقلبم، نمیتونم توصیف کنم که چقدر خوشحالم که دارمت . .
وایولا اشک های از سرِ شوق و ذوقش رو پاک میکنه از دور محکمِ محکم دخترکِ صورتیش رو بغل میکنه *
شکرگزارم که تو رو دارم روشنی بخشِ من! ؛)
عزیزِ جانم قلبِ آبی [ که پُر از احساسه برام ] تقدیمِ تو!
بی تو این دیده
کجا میل به دیدن دارد،
قصهیِ عشق مگر بی تو شنیدن دارد؟
- شهریار
محتاط بودنِ زیادی واقعا منزجر کنندهست،
میخوای پیام بدی از همه زوایا نگاه میکنی، نکنه ناراحت شه؟ نکنه سوءتفاهم شه؟ نکنه پیام رو با لحن بدی بخونه؟ نکنه منظورم رو اشتباه برسونم؟ میخوای یه کار جدید شروع کنی، نکنه شکست بخورم؟ نکنه کسی حمایتم نکنه؟ نکنه وسط راه خسته بشم؟ نکنه پشیمون بشم؟ .. ببخشیدا ولی خب کوفت. [ با خودمم ]