eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
671 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
168 ویدیو
1 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت‌. https://abzarek.ir/service-p/msg/2452435
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ؛کاتوره
یه حالت نوستالژی داره برام اینجا 😭😭 انگار برگشتم خونه قدیمی محله قبلیمون
هدایت شده از MoWji 🌊
من باید تا شب دویست تا بشم. هلپ می
کاش می‌تونستم بعضی لحظه ها رو دوباره زندگی کنم، بدوئم برگردم به بعضی خاطرات سرعت‌ش رو کمِ کم کنم و فقط بشینم نگاه کنم. مثلا اون شب که رندوم دیدمت‌ و کنارم ایستاده بودی و نمی‌دونستم قراره تا دو سال بعدش تو ذهنم موندگار شی.
نمی‌دونم.‌ تو یه حالتِ عجیبیم‌، دلم می‌خواد بنویسم و همه چی رو بریزم رو کاغذ ولی انگار نمی‌تونم، انگار ذهن و دست‌هام همراهی نمی‌کنن.
خسته شدم انقدر تو همه‌ چیز دنبال جزئیات بودم، یکی نیست بگه بس‌ کن انقدر تو همه چیز دنبال معنا نباش. انقدر ذره بین نذار رو هر چیز کوچیکی.
داشتم فکر می‌کردم هیچوقت دوست ندارم از این محله بریم. چون قطعا دلم برای همه چیزش تنگ می‌شه. برای سر و صدای فوتبال بازی کردنِ بچه ها یا مثلا همسایه پایینی‌مون که هربار یهویی برامون غذا درست می‌کنه می‌فرسته و یا وقتایی که باهم می‌ریم کارگاه مامان و حرف می‌زنیم و می‌خندیم یا وقتایی که با بچه ها می‌ریم تو محله دور می‌زنیم، وقتایی که پیرمرد همسایه اسپیکر می‌ذاره دم در و روی صندلی سفید پلاستیکی می‌شینه و پیش بچه ها آهنگ گوش می‌ده، درختای نارنج کنار خیابون، دراما های این کوچه و خیلی چیزای دیگه.
بَروووبَچ‌ فردا نماز جمعه یادتون نرههه‌. حضور حداکثری خیلی مهمه‌. قرارِ ما فردا ساعت یازده نماز جمعه‌.☝️🏻
هدایت شده از اَختر‌پنجم؛
ولی دختر عاشق شکنندس، آسیب می‌بینه و آخرش فقط روح و روانش خدشه دار میشه. من ترجیح میدم یکی عاشقم بشه، برداره منو با خودش ببره تا اینکه بخوام عاشق بشم‌.
[ جمعه‌ی‌خشم ] سی‌اُمین‌ روز از خرداد. آخرین نفس های بهار*