داشتیم قدمزنان سمت سرویس مدرسه میرفتیم که یهو صدای الله اکبر گفتن جمعيت اومد، سرم رو برگردوندم دیدم کلی آدم با لباس های مشکی دارن میان سمتِ ما و اون وسط هم یه تابوته و دارن میرسن بهمون، یهو ذهنم از همه چیز دور شد و فقط صدای "الله اکبر" گفتن هاشون رو میشنیدم، دوستم دستم رو کشید و گفت: بدو بریم زودتر تا نرسیدن بهمون.
صداش مبهم بود، شاید هم من صداش رو لا به لای افکارم گم کردم، فقط هنوز فکرم درگیر اینه که چقدر مرگ بهم نزدیکه، دقیقا این آیه:
..وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
..و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.
و پایان همه چیز تو این دنیا همین قسمته، همین جا که یه عده برای خداحافظی با جسمت میان، دردناک و عجیبه.
سوالی که پیش میاد اینه که: واقعا ما زندگی کردیم؟ یا فقط داریم روزمونو شب میکنیم؟
- توروخدا گریه نکن.. اشکت داره میریزه.. ریخت. ( بغض* )
- واقعا مهدی رسولی تنها مداحیه که مداحی هاش تکراری نمیشه.
- "دارم سقوط میکنم.."
- این روزها خیلی سخت میگذره، ممنون که هستی و انقدر رفیقی..
- وای انقدر گوگولی نباااااش.
- اَههه فسنجونم شد غذا آخههه.
- ببینمت؟
- الان فقط به شوهر نیاز بود تا مارو ببره. + آره اگه اون بود، نه یعنی چیز-
- میخوای درس بخونی باید بگی آخجون عروض، آخجون تاریخ، اینجوری باید درس بخووونیید.
مکالمات //
هدایت شده از هِزارویكشَب*
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزها حالوهوایِ شهر و استانمون:)))
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
این روزها حالوهوایِ شهر و استانمون:)))
بچههاجون دعا کنید قسمتم شه بتونم مراسم وداع رو برم.. دعاتون میکنم همونجا.=))💘
هدایت شده از حسینیه مؤمنات :)
روح الله زم روزی ۱۸ ساعت برای انقلابش که علیه انقلاب اسلامی بود کار و تلاش میکرد ...