خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
برگ های زردش رو جدا کردم، آبش رو عوض کردم و دیدم ئه! حتی وقتی آبش تا نصف شده بود و حواسم به ریشه هاش نبود بازم جَوونه داد و سبز شد، منم باید همینطوری ادامه بدم، حتی وقتی خسته شدم، وقتی رمقی برای ادامه دادن نبود، بازم باید جَوونه بزنم و سبز شم، هیچ چیزی نباید ما رو متوقف کنه.
آقایون هم موجودات عجیبین واقعا، مخصوصا وقتی مریض میشن چند برابر بیشتر از قبل بچه میشن و میخوان نازشونو بکشی.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
واقعا به طور خیلی جدی از لحاظ روحی نیاز دارم یه راننده شخصی داشته باشم که با ماشین ببرتم تو خیابون دور بده:)))))))))).