آنگاه که بر اثر اشتیاق به آن زیبایی،
و در سرگشتگی ناز و کرشمه،
کار عاشق دلداده،
به بیابان گردی می کشد،
و به کوه و کتل پناه می برد،
با معشوق غایب خویش،
چنین می گوید؛
چه روزهای روشنی را که درخشش نور چهره ات،
سیاه کرد!
چه بستان هایی را
که افروختگی رخساره ات، بیفسرد!
چه خون هایی را
که نرگس مست تو بر زمین ریخت!
وای از این سوز سینه،
تا کی من بنالم
و تو نشنوی!؟
تا چند من بسوزم،
و تو ننگری!؟
#محی_الدین_ابن_عربی
☘☘☘
حق تعالی از تو جز قلبت را ، هنگامی که به ایمان تابناکش کرد، برایِ خود برنگزید.
#محی_الدین_ابن_عربی
#فتوحات_مکیه
https://eitaa.com/TAMASHAGAH