eitaa logo
「 ایــھامـ」
1.9هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
174 ویدیو
5 فایل
به حال خویش می‌خندیم می‌گرییم می‌میریم جهانِ رنج و اندوهیم ما، مایی که انسانیم _محدثه‌نبی‌حسینی [بانوی‌ایهام] ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1m5tfo4&btn=ایهام حرفِ دل: @hrf_dl جهت تب و ضرورت: @Artist55
مشاهده در ایتا
دانلود
|•○💌| از رقیه به آقای امام حسین!♥ سلام خوبید؟ ما شما را خیلے دوست داریم. دفعہ اول کہ شما را شناختیم کوچک بودیم. مادرمان می‌گوید الان هم که هشت سالمان است ڪوچکیم اما آن وقت‌ها کوچکترتر بودیم. یڪ روز توے هیئت بودیم مادرمان _همانی کہ همیشه برای‌تان روضہ میخواند_ روی منبر نشستہ‌بود و داشت با گریہ راجب شهید شدن یك پسر کوچولو به اسم علےاصغر حرف میزد. می‌گفت پسر شماست. قصہ و شعر میخواند. اما نه از آن قصه‌هایی که شب ها وقت خواب برایمان می‌گفت. این قصه‌اش خیلی گریه دار بود. وقتی مادرمان گفت تیرِ سه شعبہ به گلوی اصغر خورد، یک دفعه حس کردیم در دلمان یک قلعه شنی فرو ریخت و در گلویمان انگار یک هلوی گنده گیر کرده بود و نمی‌توانستیم قورتش بدهیم. نمی دانستیم تیر سہ شعبه یعنی چه؟ مگر تیر هم مثل بانک شعبه دارد؟ ولی وقتے فهمیدیم خون از گلویش آمده، دلمان شبیه همان روزی شد کہ با آبجی کوچولوی‌مان بازے می‌کردیم و سرش خورد به ستون کلے هم خون آمد. یک دفعہ وسط روضہ، گریه‌مان گرفت. دلمان برای پسر کوچولوی‌تان سوخت. کاش آن روز به جای اینکہ دعا میکردیم زخم سر آبیجی‌مان خوب شود در دعا به خدا میگفتم پسر شما با تیر شهید نشود. آنروز خیلی عالمه گریہ کردیم. حاج خانم های کنار منبر همش به ما می‌گفتند: گریه نکن کوچولو الان مامانت از منبر میاد پایین گریه نداره که! ولی آقای بابای علی اصغر! شما که خودتان میدانید ما اینقدرها هم لوس نیستیم. خودتان میدانید که گریه‌ی ما برای چی بود. از همان روز به بعد مهر شما و نی‌نی کوچولوی‌تان در دلمان امد به قول مامان، دیگر زیاده عرضے نیست فقط اینکه؛ ما شما را خیلی دوست داریم♡ 🖋| ♥| 𝕋_𝕘𝕙𝕒𝕝𝕒𝕞
「 ایــھامـ」
○ • برای آب تمنّا نمودم و حالا سه‌شعبہ خواهش من را جواب آورده...
بہ وقت بردنت از چشم مادرت خواندم ات چہ بہ روز رباب آورده...💔
「 ایــھامـ」
بہ وقت بردنت از چشم مادرت خواندم #تلظی‌ ات چہ بہ روز رباب آورده...💔
•○🥀 دو گام سوے حرم رفتہ، باز میگردم غمت بہ حال پدر اضطراب آورده   -عرفان‌ابوالحسنی
روضه‌ی مصور..🥀
「 ایــھامـ」
روضه‌ی مصور..🥀 #علی_اکبر
••○🥀 عبایے ڪہ یڪ عمر حسین را در بغل گرفتہ بود؛ حالا آغوش می‌گشود برای علے، برای علے‌اڪبری ڪہ دیگر، آغوش پدࢪ برایش ڪوچڪ بود... ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ|🥀|
@T_ghalamsound-426-1444801926.mp3
زمان: حجم: 10.9M
◉━━━━━━───────     ↻ㅤ  ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ اگہ‌ تو‌ برے‌ تو این غریبی دل بہ ڪے ببنده بابا...؟ 🎧 ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ|💔|
_- آیه آیه مقطعه شده ای قطعه هایت جدا شدند از هم واژه هایت میان لشکر ریخت آه ای سوره‌ی محمدِ من!🥀 [] ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ
مباد شاهد جان دادن پسر، پدری! -سجادسامانی
-_ یعقوب وار بر پسرش گریه می‌کند دشت از صدای هلهله‌ی گرگ‌ها پر است [] [ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ🥀]