سلام به همراهان عزیزمون
شرمنده که این روزها فعالیتمون کم شده
زیاد شدن مشغله ها دلیل اصلیشه ولی سرقت شدن موبایلم هم شده مزید بر علت
محتاج دعاتونم🌿:)
_-🍂
می نشینم کنار دفتر خود
مینشینم دو چای میریزم
مینشینم کمی غزل بشوم
می نشینم منی که لبریزم..
شعر هایم که نیمه کاره شدند
حرف هایم که دردواره شدند
خواستم یک غزل شوم اما
بیت هایم چهارپاره شدند
با همین بیت های سردرگم
وقت خلقت خدا سرشته مرا
"دختری غرق در پریشانی"
روز اول خدا نوشته مرا
دختر شعر و ذوق و احساسم
دختر عشقم و خیال و جنون
دختر واژه های بی نظم و
دختر بیت های ناموزون
دختر روز های آبانم
زادهی برگ های پاییزم
دست من نیست که پر از دردم
که به هر صورتی غم انگیزم
گاه میخواهم از خودم بروم
سوی من سوی یک منِ خوشحال
کوچ باید کنم به سمت بهار
کوچ باید کنم ولی بی بال...
یک صدا یک صدای بی آوا
سوی پاییز میکشد من را
یک صدا از میان دفتر شعر
واژه هایی که میشود نجوا:
"نه! نرو بی تو میشوم تنها
من توام! تو! میان این ابیات
دختری که پر است از کلمات
دختری در نهانِ این ابیات
نه! نرو! نه! خودت خودِ تو بمان
تو همینی شبیه پاییزی
مثل پاییز همدم مهری
مثل پاییز شعر انگیزی"
#محدثه_نبی_حسینی
( #بانوی_ایهام)
@T_GHALAM🍁