•.
هر چند سر به زیرم و
هر چند سر به راه،
بیزارم از گناه،
ولی،
دوست دارمت...
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام🤍
-_
عاشقانهای بیبهانه:
بیزارم از گناه ولی، دوست دارمت
هر چند اشتباه ولی، دوست دارمت
بیحرف عاشقانه و بیهم قدم شدن
بی آنکه یک نگاه... ولی دوست دارمت
هرچند بیزمان و مکان، بیمقدمه
هرچند نابهگاه*... ولی دوست دارمت
آیینهام! به سنگ جنون مبتلا شدم
از دردعشق... آه..! ولی دوست دارمت
هر چند سر به زیرم و هرچند سر به راه
بیزارم از گناه... ولی دوست دارمت˘˘♥️
*نابههنگام
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام💌
「 ایــھامـ」
.• گردی از هیچم که سهوا از عدم افتادهام من همان نامم که عمدا از قلم افتادهام طفل نوپایی میان سنگل
ساز تشویش عدم از هستی ما میدمد
-بیدل🌱
「 ایــھامـ」
به قول صائب: آیینه را رخ تو پریخانه میکند... :)
-_
دل را نگاه گرم تو دیوانه میکند
آیینه را رخ تو پریخانه میکند
دل میخورد غم من و من میخورم غمش
دیوانه غمگساری دیوانه میکند
ای زلف یار! سخت پریشان و درهمی
دست بریدهی که تو را شانه میکند...
-صائبتبریزی
چهرهنگارهی بیضیشکل - 1.pdf
حجم:
1.2M
داستان کوتاه پرتره بیضی شکل از ادگار آلن پو📚
「 ایــھامـ」
داستان کوتاه پرتره بیضی شکل از ادگار آلن پو📚
با الهام از این داستان یک چهارپاره و یک غزل نوشتم...
「 ایــھامـ」
داستان کوتاه پرتره بیضی شکل از ادگار آلن پو📚
بعد از خوندن این سوال ایجاد میشه که اون افسر با نقاش نسبتی داشته؟
چرا هر دوشون نسبت به اون تابلو و اون چهره حس مشابهی داشتند؟
بهت افسر بعد از دیدن تابلو برای چی بود؟
علاقه و اطلاعات افسر درباره نقاشی از کجا اومده بود؟