•.
لبریزِ از شعر و جنونم واژه هایم کو؟
فریاد باید شد ولی، نای صدایم کو؟
یک کشتی آواره در دستان طوفانم
بازیچهی موجم خدایا ناخدایم کو؟
باید به دریا زد بدون واهمه اما
شورِ جنون، دیوانگی بیهوایم کو؟
دیگر سوالی نیست حال ِقیل و قالی نیست*
آن روح پرسشناک لبریز از چرایم کو؟
سیارکم را اشتباهی آمدم آیا؟
گلدان سرخِ اهلیِ دیر آشنایم کو؟
#محدثه_نبی_حسینی
*رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
قیصرامینپور
-ایهام🤍
「 ایــھامـ」
یاصاحب الزمان ادرکنا و اغثنا... خبر داری تو از حال تمام ما خبر داری از این شب های نا آرام... از شب
یاد پارسال افتادم
شبی که هنوز مشخص نبود چی شده💔
-_
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجرهها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانهی تنها
تنها
غم عالم به دلم ریخته بود🌙
-هوشنگ ابتهاج
🪞𓍢」
بردی همهی زندگیم را با خود
رفتی و شدم غریبه حتی با خود
تنهایی باوفای خوبم برگرد!
نگذار مرا به حالِ تنها با خود
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام
'☁️」
دلتنگی دیگری رقم زد باران
دیدار من و تو را بههم زد باران
تا صبح بهروی سر من چتر گرفت
جای تو، کنار من قدم زد باران
-کبری موسوی قهفرخی🌱