•••○[♥]○•••
پدر بہ علے اکبر گفت
ڪہ پیش رویم، مقابل چشمانم راه برو ..!
و او راه رفت.
چہ میگویم؟ راه نرفت.
ماه را دیدهای ڪہ در آسمان چگونه راه میرود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلے کم دارد.
اصلا گمان نڪن که سرو، پای راه رفتن داشته باشد!
نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد ...
و حسین سر بر آسمان بلند کرد
و گفت شاهد باشد خدای من ...!
جوانی را بہ میدان میفرستم
که شبیه ترین خلق به پیامبر توست در صورت،
در سیرت، در ڪردار، در گفتار و رفتار ..
تو شاهدی خدای من کہ ما هر بار برای پیامبر دلتنگ میشدیم، هر بار جای خالے پیامبر، جانمان را به لب می رساند
به او نگاه میڪردیم ...
___________________♡
•|#برشیازکتاب
•|#پدرعشقوپسر
•|#کتاب_محرم
•|#پیشنهاد_مطالعه
@T_ghalam|♥|
••○🥀
عبایے ڪہ یڪ عمر حسین را در بغل گرفتہ بود؛
حالا آغوش میگشود برای علے،
برای علےاڪبری ڪہ دیگر، آغوش پدࢪ برایش ڪوچڪ بود...
#علی_اکبر
#بانوی_ایهام
@T_ghalam|🥀|
@T_ghalamsound-426-1444801926.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
◉━━━━━━───────
↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ
اگہ تو برے تو این غریبی
دل بہ ڪے ببنده بابا...؟
#باهمبشنویم🎧
#علی_اکبر
#کریمی
@T_ghalam|💔|