قاصدکهای پریشان را که با خود باد بُرد
با خودم گفتم مرا هم میتوان از یاد بُرد
[فاضلنظری]
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منو ول نکنی تو تنهاییا🥺
کاشکی مثلا یه دفعه فردا بیای🥲
#دلی
#ادیتخودم
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📢 پیام فرمانده کل قوا به مناسبت بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
💬 حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای فرمانده کل قوا در پیامی، ضمن تبریک روز ارتش به همهی ارتشیان و خانوادههای ارجمند ایشان و ملت بزرگ ایران، پیروزی انقلاب اسلامی را پایان دوران ضعف تحمیلی دشمن به ارتش دانستند و به دلاوریهای اخیر برای دفاع از آب و خاک و پرچم ایران پرداختند.
🌷 همچنین به مناسبت سالروز تولد رهبر عظیمالشأن شهیدمان در بخشی از این پیام به تلاشهای ایشان برای حفظ ارتش در مقابل نغمههای شوم انحلال آن و سپس ارتقاء توانمندیهای آن اشاره کردند.
📃 متن کامل پیام به شرح زیر است:
✍🏼 بسمالله الرّحمن الرّحیم
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيانٌ مَرصوصٌ.
🔺 بیست و نهم فروردین ماه، خجسته زادروز ارتش جمهوری اسلامی ایران که به ابتکار حکیمانه خمینی کبیر رحمتالله علیه به این عنوان نامگذاری شد را به همهی ارتشیان و خانوادههای ارجمند ایشان و ملت بزرگ ایران تبریک میگویم.
🔺 پیروزی انقلاب اسلامی، خطّ فاصل بین دو مقطع از حیات ارتش به شمار میرود و باید آن را پایان دوران ضعفی دانست که از سوی دشمنان این آب و خاک و به دست خائنین داخلی بر ارتش و ارتشیان دلاور و صادق کشور تحمیل شده بود. از آن پس ارتش، در جای صحیح خود ایستاد و به جای آنکه متعلق به نظام طاغوتی و فاسد پهلوی باشد در آغوش گرم ملت قرار گرفت که براستی ارتش فرزند ملت است و از دل خانههای مردم برمیآید. بزودی ارتش در مقابل نقشههای شوم امریکا و بازماندگان طاغوت پهلوی و تجزیهطلبانی که ایرانی از همگسسته میخواستند، ایستاد و حماسهها آفرید.
🔺 ارتش اسلام اینک همچون دو جنگ تحمیلی سابق، دلاورانه از آب و خاک و پرچمی که به آن تعلق دارد دفاع میکند و با تکیهگاه قوی الهی و مردمی خود و در صفوفی متراکم و مستحکم، دوشادوش دیگر مجاهدان نیروهای مسلح با دو ارتش رأس جبههی کفر و استکبار، پنجه در پنجه درافکنده و ضعف و مَذِلَّت آنان را در انظار جهانیان نمایان ساخته است؛ همانطور که پهپادهای آن صاعقهوار بر جانیان امریکایی و صهیونی وارد میآید، نیروی دریایی دلاورش آماده است تا تلخی شکستهای جدیدی را به کام دشمنان بچشاند.
🔺 از سوئی دیگر بیست و نهم فروردین ماه سالروز تولد یگانهی دوران، رهبر عظیمالشأن شهیدمان هم هست؛ کسی که بیشترین تلاش را از دههی اول انقلاب برای حفظ ارتش در مقابل نغمههای شوم انحلال آن و سپس برای ارتقاء توانمندیهای آن در جهات مختلف بهعمل آورد.
🔺 بیشک خطّ ترقی توانمندیهای مختلف این نهاد مردمی اصیل که از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور را پاسداری میکند باید بطور مضاعف پیگیری شود و باذن الله در افقی نزدیک تدابیر لازمه برای تحقق آن صادر خواهد شد.
🔺 در این مسیر توجه به چهرهی قهرمانانی که در نسلهای متمادی مدیریتی در پنج دههی اخیر، ارتش را هدایت و راهبری نمودند و بسیاری از ایشان در خیل شهیدان قرار گرفتند و برنامهها و اقدامات آنان و همچنین مرام بزرگوارانه و خالصانه ایشان، درسآموز و الهامبخش همه اجزاء نیروهای مسلح خواهد بود. از بزرگانی نظیر قرنی، فلاحی، نامجو، فکوری، بابائی، ستاری، اردستانی، و صیاد شیرازی گرفته تا آخرین شهیدان نامدار آن سیدعبدالرحیم موسوی، و عزیز نصیرزاده.
🔺 سلام و درود خداوند متعال بر همهی مجاهدان ارتش جمهوری اسلامی ایران از امراء و فرماندهان آن گرفته تا کارکنان و سربازان خاموش و گمنامش؛ و سلام و درود خداوند متعال بر همه ایثارگران و جانبازان آن و سلام و رحمت خاصهی حضرتش بر خانوادههای مکرّم همهی شهیدان جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونی علیه ملت بزرگ ایران.
والسّلام علیکم و رحمتالله و برکاته.
✍🏼 سیدمجتبی حسینی خامنهای
۲۹/فروردین/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
||بسم الله الرحمن الرحیم||
ورق دهم
••
انگار که چیزی یادش اومده باشه یکم به سمتم چرخید.
محمد:رسول پرونده چی شد؟
_مختومه شد
محمد:اینو که میدونم اما چرا؟!
_اینجا نمیتونم بگم خیلی مفصله...فقط اینو بگم که قبل شروع لو رفته بودیم.
محمد:یعنی نفوذی توی سایت بوده و ما این همه وقت متوجه نشدیم.پلکهام سنگین شده بود و توانایی باز نگهداشتن چشمام رو نداشتم.نگاهی به رسول انداختم همین طور نشسته خوابش برده بود... انگار نه انگار تا دو دقیقه پیش داشت حرف میزد.پلکهام روی هم افتادم سیاهی مطلق نصیبم شد.
«یکهفتهبعد»
محمد:در اتاق محکم پشت سرم بستم.بی نظمیهای بچهها و عقب بودن توی پرونده واقعا کلافم کرده بود.
«_بچه ها ما الان هم عقبیم میخوام تا فردا اطلاعات خوبی بدست بیارید.»
روی صندلی نشستم و دستام روی میز حصار صورتم کردم.
در با صدای وحشتناکی باز شد و سول بود محکم روی میز زد
رسول:آقا یافتم
ای کاش هیچ وقت این طوری نمیاومد.
با صدای نسبتا بلند که میشه گفت داد بود:چه خبرت رسول؟!
سرش انداخت پایین:ببخشید
به سمتم اومد و پرونده و پوشهای که دستش بود روی میز گذاشت.
با صدای تحلیل رفته:آقا هر وقت حوصله داشتید بخونید اینا رو.
کلافه دستم رو توی موهام بردم.نفس عمیقی کشیدم درد توی قفسه سینم پیچید.رسول در رو باز کرد و بدون اینکه برگرده...
رسول:داداش ده دقیقه از وقت قرصات گذشته میدونم که نخوردی...توی میز کشو هست لطفا بخورشون.
بعد از تموم شدن حرفش از اتاق بیرون رفت.لبخندی به لحن دلخور و نگرانش روی لبام نشست
_از دست تو رسول
همون طور که گفته بود قرصهام رو خوردم.
رسول:روی صندلی نشستم و به اتاق محمد نگاه میکردم میدونستم الاناست زنگ بزنه برم پیشش.
با دیدنش که پشت شیشه راه میرفتم سریع به سمت سیستم چرخیدم.
زیر لب از عدد سه تا یک رو شمردم که بلافاصله گوشی زنگ خورد.سریع تماس رو وصل کردم.
_جانم آقا
محمد:بیا بالا کارت دارم
_چشم.
سریع از جام بلند شدم و خیلی سریع از پلهها بالا رفتم.در زدم و منتطر اجازه نشدم وارد شدم.
محمد:سرعتت زیاد شده خوبه..
_خیلی مخلصیم آقا
اخم بین ابروهاش دوباره جا خشک کرد:خب استاد اینا چیه.
به سمت برگه ها توی دستش رفتم.
_آقا اگه بگم چی پیدا کردم که ذوق میکنید.
محمد:بگو میشنوم.
_آقا پرونده قبل رو که یادتون هست سوژه هاشو؟
محمد:اره یادمه
_طبق چیزا که من توی زمانی بیمارستان بودی..بودین پیدا کردم عملیاتمون لو رفته بود.
محمد:خب؟!
_توی زمانی که شما برای عملیات رفته بودین یکی از بچهها سایبری دقیقا زمان هماهنگی برنامه عملیات غیب میشه... نمیخوام تهمت بزنم ولی از اون روز دیگه نیومده!
محمد:رسول این دلیل نمیشه آقا عبدی گفتن حال مادرش خوب نبوده و میخواست از اینجا بره
_گفتم که تهمت نمیزنم.به هر حال یه مدت باهم بودیم....
لبخند تلخی روی لب هام نشست ادامه دادم:دقیقا قبل از شروع عملیات یه حمله سایبری داشتیم به یکی از سیستم ها اصلی سایت...که خب خداروشکر مشکلی ایجاد نشد
°°
ادامه دارد....
«طَـنـیـن»
||بسم الله الرحمن الرحیم|| ورق دهم •• انگار که چیزی یادش اومده باشه یکم به سمتم چرخید. محمد:رسول پرو
پ.ن:قبل شروع لو رفته بودیم....
پ.ن:نفوذی؟!🤔
پ.ن:محمد ِکلافه😬
پ.ن:رسول بد موقع ورود کردی🤗
پ.ن:رسولی که حواسش به محمد هست🙃
پ.ن:ذوق میکنید😂
پ.ن:دلیل لبخند ِتلخه رسول چیه؟🤔
پ.ن: حمله سایبری...
پ.ن:.
هرچهبالبخندپنهانمیکنیاندوهرا
ماهپشتابرهمپیداستبعضیوقتها
[فاضلنظری]
••✨••
ابزارک 😉
https://abzarek.ir/service-p/msg/3340080
اگه یه وقتی ابزارک خراب بود🙃
https://harfeto.timefriend.net/17778783069852
••✨••
خونهٔ قشنگمون😍
@TaNiN_RaZ2
••✨••