eitaa logo
تأملات طلبگی
1.5هزار دنبال‌کننده
689 عکس
744 ویدیو
22 فایل
⚜️ فَبشِّرْ عِبادِ، الَّذينَ یَسْتمِعونَ الْقَولَ فَیَتَّبعونَ أَحْسنَهُ. (۱۷،۱۸ زمر) 🔊 مطالب دینی، مباحث حوزوی، کلام بزرگان، نقد و تحلیل، علوم انسانی، مسائل سیاسی. ⚖️ نَحْنُ أبْناءُ الدَّلیل نَمیلُ حَیْثُ یَمیلُ. ارتباط با ادمین: @Amirhossein_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️تاملی بر منطق یک بام و دو هوای شیعیان سلفی . ♦️از ويژگى‌های جالب توجه علمای شیعی، مخصوصاً علمای سلفی شیعی، که پیگیر مسایل ولایی، سقیفه‌ای و مطاعنی هستند، «عملکرد یک بام و دو هوای» آنهاست. ایشان برای مسائل شعائری، یا شهادت و فضایل اهل‌بیت(ع) و یا اولاد منسوب به ایشان، همانند حضرت رقیه(س)، هر روایت ضعیف، مرسل، مجعول و مجملی را از هر کتاب، با راوی غالیِ کذاب یا حتی شخصیت خیالی، می‌پذیرند؛ و با استدلال اینکه این مسأله، شواهدی دارد که البته برای ما اطمینان‌آور است؛ پس، ضعفِ سند و مخدوش بودن کتاب را، به راحتی، توجیه می‌کنند. ♦️از همه مهم‌تر، غالب مسایل مورد علاقه ایشان، که اتفاقاً اختلافی میان شیعه و سنی نیز هستند؛ در کتاب‌هایی وجود دارند که به نوعی جدید مى‌باشند؛ مثلاً در دلائل الامامة، كامل بهايى قرن ٧ يا بحارالانوار قرن ١١. اگر به ايشان اشكال شود كه اين مطلب شاذ و نادر، در هيچ يك از منابع قبل از آن وجود ندارد؟ استدلال بسيار بسيار منطقى ايشان اين است كه، تعداد زیادی از كتابها از بين رفته، از كجا مى‌دانید؟ شاید مطلب بوده و به ما نرسیده است. مضافاً به اینکه، اگر بعد از ۷ قرن یا ۱۱ قرن مطلبی در كتابى درج شده، شاید این مؤلف، کتابی در اختيار داشته و دیده، که اكنون ما نداریم. . ♦️خداوکیلی، اگر مطالب زیر در یک کتاب قرن ۷ یا ۱۴ آمده باشه، شما با همان استدلال قبلی، مطلب اين كتاب را می‌پذیرید؟ مثلاً: ۱- حضرت علی(ع) پسر خوانده حضرت ابوطالب بودند، نه پسر واقعی ایشان. ۲- حضرت زهرا(س) چهار پسر داشته‌اند. ۳- قافله اسرای کربلا، در بیروت لبنان یک هفته اقامت داشته‌اند. ۴- ابوبکر ساعاتی قبل از وفات، عقد اخوت با حضرت امیر(ع) بستند، تا در قیامت شفیع هم باشند. ۵- مشورت حمله به ایران و تاراج و نابودی مراکز علمی و فرهنگی ایران را حضرت علی(ع) به عمر دادند. و ... . 👇👇 @Taammolate_talabegi
✍️علمای ولایی و تحریف قرآن . ♦️در مذهب شیعه اثناعشریه، حداقل در قرون اخیر، سه دسته علما و دانشمندان دینی وجود دارند: 🔹1ـ علمای عقل‌گرایِ آزاداندیش؛ یعنی کسانی که واقعاً محقق هستند، و اگر نتیجه تحقیق‌شان مطابق مذهب درنیاید، ابایی از عقیده به آن و طرح و ابراز آن ندارند. 🔹2ـ علمای عقل‌گرایِ کلامی؛ یعنی کسانی که وظیفه خود را ترویج آموزه‌های رایج مذهب که از کودکی آموخته‌اند می‌دانند؛ و جایگاه خود را مبلغ دینی با گرایش عقلی می‌دانند. 🔹3ـ علمای اخباریِ ولایی؛ یعنی کسانی که اهتمام ویژه‌ای به سنت و مخصوصاً مناسک شیعی دارند. از ویژگی‌های بارز ایشان، ارادت ویژه و غلوآمیز به اهل‌بیت(ع)، روضه و مخصوصاً جانشینی بلافصل پیامبر(ص) است؛ و مرتب بر آتش تفرقه مسلمانان می‌دمند. . ♦️در مسأله تحریف قرآن، برخی از این سه دسته، مواضع مشترک و متفاوت دارند: 🔹گروه اول، به جهت باستانشناسی، و تحقیقات عمیقِ غیر مبتنی به مذهب، معتقد به تحریفات معنوی و لفظی قرآن هستند. 🔹دسته دوم، اساساً و از هر جنبه‌ای مخالف طرح مسأله تحریف قرآن هستند؛ و دلایل کلامی متعددی در عدم تحریف قرآن، ابراز می‌کنند؛ و علاقه‌ای به ورود به مسایل باستانشناسی پیرامون تحریف قرآن ندارند. 🔹فرقه سوم، همه و شاید غالباً، به صورت کم یا زیاد، معتقد به تحریف قرآن در دوران خلفاء هستند؛ برخی از ایشان، علناً اعلام می‌کنند و برخی نیز، در خفا و جلسات خصوصی اعلام موضع می‌نمایند. علمایِ معاصرِ این دسته، اگر هم کتابی دربارۀ تحریف قرآن بنویسند، در جواب طعنه‌ها و شماتت اهل‌سنت به شیعیان است؛ به اینکه، اگر برخی از علمای گذشته شیعه قائل به تحریف قرآن بوده‌اند، چه نشسته‌اید که، علمای اهل‌سنت نیز قائل به تحریف قرآن هستند؛ و می‌کوشند با نقل برخی روایات عامه و نیز، بیان اقوال علمای اهل‌سنت، اثبات نمایند که، ایشان نیز قائل به تحریف قرآن هستند. ♦️برخی از این عالمان اخباریِ ولاییِ قرون متأخر، عبارتند از: 1ـ سید نعمت‌الله جزایری (م۱۱۱۲ق). 2ـ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی (م۱۱۱۰ق). 3ـ شیخ ابوالحسن شریف (م1139ق). 4ـ محدث نوری(1320ق)؛ که کتاب مهم و مفصلی در تحریف حذفی در قرآن نگاشته است. وی از ارادتمندان خاصِ به امام زمان(ع) و اهل‌بیت(ع) بود؛ و او را احیاء کننده پیاده‌روی اربعین می‌دانند. علمای زنده و موجود از این گروه «سلفیِ شیعی» را هم، که خودتان می‌شناسید؛ و نیاز به ذکر اسم ایشان نیست. آنها نیز، گاه و بی‌گاه در نوشته‌ها و منبرهای خود، و البته برای دفاع از حریم ولایت، عقیده خود به تحریف قرآن را ابراز می‌کنند. 👇👇 @Taammolate_talabegi
🔻در کاربستِ «ع» و «علیه السلام» ✍️مصطفی قناعتگر 🔹اینکه اصحاب امامان غالبا به هنگام ذکر نام ایشان از واژۀ «علیه السلام» یا هر واژۀ عظمت‌نماد دیگری استفاده می‌کرده‌اند، محل تردید است. در موارد فراوانی از روایات در دسترس، نام امام را بدون هیچ پسوندی می‌بینیم. برای نمونه کافی است عبارت "جعفر بن محمد" را در نرم‌افزار نور با دامنه محدود به متن احادیث جستجو کنید تا درستی این ادعا را دریابید. حتی در موارد وجود عبارت علیه السلام، احتمال متاخر بودن و پدیداری آن به قلم محدثان و کاتبان قوی است. 🔹اگر از عبارت «علیه السلام» یا به تعبیر مجلسی اول «صلوات الله علیه» پس از نام امام استفاده کنیم، نیکو عملی است؛ اما اگر کسی چنین نکرد نمی‌توان بر او خرده گرفت. چرا این نکته را بیان کردم؟ گاهی در نصایح علمی-اخلاقی به دانشیان توصیه می‌شود واژۀ علیه السلام را به شکل کامل بنویسید و از اختصار «ع» بپرهیزید که کاری ناشایست است. 🔹این توصیه دو اشکال دارد؛ اولین اشکال، بی‌توجهی به ارتکاز شیعیان متقدم پیرامون عدم تقید به کاربست «علیه السلام» است؛ چه به شکل تمام و چه مختصر. دومین اشکال نیز بی‌توجهی به خصوصیت «حاکی» و «نماد» بودن لفظ از/برای معنا است. وقتی لفظ «ع» پس از نام امام معنای علیه السلام را در ذهن تداعی می‌کند، چه ایرادی به آن می‌توان گرفت و چه کم از عبارت تمام «علیه السلام» دارد؟ بماند که هر دو صورت تمام و مختصر، امری دارای اصالت فرهنگیِ دیرین نیست که در ابتدا عرض شد. 🔹برای دفع استبعاد از این بیان، تصویر (https://t.me/tavanerejal/490?single) نسخه‌ای از وسائل الشیعه با حاشیۀ مجلسی دوم را مشاهده می‌کنیم که مجلسی به کرّات از «ع» بهره جسته است. کاتب وسائل نیز در غالب موارد چنین کرده. مجلسی در برخی موارد حتی پس از نام رسول الله از اختصار «ص» به‌جای صلی الله علیه وآله بهره جسته که در آینده در این‌باره نیز خواهم نوشت بعون‌الله. 👇👇 @Taammolate_talabegi