eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
281 دنبال‌کننده
284 عکس
348 ویدیو
2 فایل
به تن تبعید شد روحِ عدم‌پیمای من ای عمر! بگو بر شانه باید بُرد تا کِی بارِ هستی را؟ . . . به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ... [ https://abzarek.ir/service-p/msg/4538642 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مُشتاق إِليك
مچکرم از آدم هایی که در زندگی من چه کوتاه نقش داشتند ، چه هستند هنوز از آن ها که لبخند شدند ، از آن ها که بغض شدند ، مچکرم از تمام آدم هایی که آمدند تا من دنیا را زیباتر ببینم . و رفتند ، تا به دنبال زیبایی ها بروم . از آدم هایی که حرف هایشان زخم بر دلم گذاشت . تا یاد بگیرم هرکسی ارزش هم صحبت شدن را ندارد . و آدم هایی که بی حرف ، وجودشان از پایه های زندگی بود . مچکرم از آدم هایی که از حرف هایم مرهمی ساختند برای خودشان ، من از تمام آدم های زندگی ام مچکرم ، آدم باید دست آدم های واقعی زندگی را بگیرد . و گاهی دور شود ، و دور شود ، و دور شود ..!
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
خون پیکره‌ی حق در طولِ تاریخ، از قلبِ عاشوراست که سرچشمه می‌گیرد .. و اگر حقیقت را بخواهید، روزِ عاش
تاریخ امانت‌دارِ فریاد هل من ناصر حسین (ع) است و فطرت، گنجینه‌دارِ آن... و از آن پس کدام دلی است که با یادِ او نتپد؟ مردگان را رها کن؛ سخن از زندگانِ عشق می‌گویم... - آقاسید.
640.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذشت در فراق تو شب های بی‌شمار (: 💔
هدایت شده از قرین ؛
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید هم زندگی نشستن و های‌های گریستن جلوی در مجلس شما پس از جفت کردن کفش های زائرانتان در کوچه پس کوچه های نجف است. :)))))))))))))
"روضه‌ی شبای فاطمیه‌.. زیلوهایِ آبیِ حسینیه‌.. خداحافظ.."
هدایت شده از 📻 رادیوز🇮🇷🇵🇸
@Radioz_IrInShot_۲۰۲۴۱۲۰۵-1733393921824.mp3
زمان: حجم: 4.4M
گریست و شانه‌هایش لرزید و از ریش‌هایش قطره اشک چکید و زیر لب گفت که من حالا مظلوم‌ترین مرد تاریخم... 📝نویسنده: مهدی مولایی 🎙گویندگان: فاطمه یاری نورعلی، حنانه حسینی مهدیسا طاهری، زهرا جواهری 📻 @Radioz_Ir
ثُمّ بَکَیا جَمیعاً ساعة؛ سپس هر دو در واپسین خلوت عاشقانه خویش، سخت گریستند. بغض روزها فروخردهٔ سنگ‌شده در گلویشان ناگهان شکست و بالاخره اشک ریختند. سپس زهــراء چون مادری سالخورده و عطوف سر به زانوی علی گذاشت و دست‌های نحیف رنگ‌باخته‌ بر گونه‌هایش کشید که اشک نریز عزیزقلبم؛ چاره چیست؛ بگذار آخرین تصویر چشمانم از علی، همان چهره مردانه استوار باشد که هرگز چین به گوشه چشمانش نمی‌آمد. اشک‌ نریز؛ که تو خود شایسته‌تری بر اشک‌ریختن، و از طلوع‌ فردا تو مظلوم‌ترین مرد تاریخی. یکّه و تنها. همین.
فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ؛ سپس دو طفل خردسال، گوشه‌آستین بر دهان و هق‌هق کنان، بر پشت درب‌های مسجد آهسته گفتند که مادر ما فاطمه برای همیشه از دنیای پست شما رفت؛ حالا آسوده باشید. ناگهان علی، سخت به چهره بر زمین خورد. و جهان تاریک شد. و هیچ هنوز روشن نشده. و علی هیچ هنوز برنخاسته. «فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ» آخرین جمله تاریخ جهان بود؛ و جهان برای همیشه ایستاد. که سقوط علی، سقوط عالم بود. همین.