«اعترافاتِیکتبعیدی»
خون پیکرهی حق در طولِ تاریخ، از قلبِ عاشوراست که سرچشمه میگیرد .. و اگر حقیقت را بخواهید، روزِ عاش
تاریخ امانتدارِ فریاد هل من ناصر حسین (ع) است و فطرت، گنجینهدارِ آن... و از آن پس کدام دلی است که با یادِ او نتپد؟ مردگان را رها کن؛ سخن از زندگانِ عشق میگویم...
- آقاسید.
640.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذشت در فراق تو شب های بیشمار (: 💔
هدایت شده از قرین ؛
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید هم زندگی نشستن و هایهای گریستن جلوی در مجلس شما پس از جفت کردن کفش های زائرانتان در کوچه پس کوچه های نجف است. :)))))))))))))
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روضهی شبای فاطمیه.. زیلوهایِ آبیِ حسینیه.. خداحافظ.."
هدایت شده از 📻 رادیوز🇮🇷🇵🇸
@Radioz_IrInShot_۲۰۲۴۱۲۰۵-1733393921824.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
گریست و شانههایش لرزید و از ریشهایش قطره اشک چکید و زیر لب گفت که من حالا مظلومترین مرد تاریخم...
#ام_المقاومه
#فاطمه_مادر_آزادگان
#فاطمیه #حضرت_زهرا
📝نویسنده:
مهدی مولایی
🎙گویندگان:
فاطمه یاری نورعلی، حنانه حسینی
مهدیسا طاهری، زهرا جواهری
📻 @Radioz_Ir
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ثُمّ بَکَیا جَمیعاً ساعة؛ سپس هر دو در واپسین خلوت عاشقانه خویش، سخت گریستند. بغض روزها فروخردهٔ سنگشده در گلویشان ناگهان شکست و بالاخره اشک ریختند. سپس زهــراء چون مادری سالخورده و عطوف سر به زانوی علی گذاشت و دستهای نحیف رنگباخته بر گونههایش کشید که اشک نریز عزیزقلبم؛ چاره چیست؛ بگذار آخرین تصویر چشمانم از علی، همان چهره مردانه استوار باشد که هرگز چین به گوشه چشمانش نمیآمد. اشک نریز؛ که تو خود شایستهتری بر اشکریختن، و از طلوع فردا تو مظلومترین مرد تاریخی. یکّه و تنها. همین.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
فَوَقع عَلی_ علیهالسلام_ علیٰ وَجهَهُ؛ سپس دو طفل خردسال، گوشهآستین بر دهان و هقهق کنان، بر پشت دربهای مسجد آهسته گفتند که مادر ما فاطمه برای همیشه از دنیای پست شما رفت؛ حالا آسوده باشید. ناگهان علی، سخت به چهره بر زمین خورد. و جهان تاریک شد. و هیچ هنوز روشن نشده. و علی هیچ هنوز برنخاسته. «فَوَقع عَلی_ علیهالسلام_ علیٰ وَجهَهُ» آخرین جمله تاریخ جهان بود؛ و جهان برای همیشه ایستاد. که سقوط علی، سقوط عالم بود. همین.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
ثُمّ جَلَس علی شَفیرِ القَبر باکیاً حزیناً؛ آنگاه در تاریکای بقیع، سطح زمین را چنان مسطّح و صاف ساخت، که گویی نازکای تن ظریف هیچ دردانه و علت خلقتی زیر خروارها خاک سرد قبرستان مخفینشده. که گویی پدر خاک، حتی صاحب قبری کوچک از زمین برای محبوب خویش نیست؛ بعد چون طفلی یتیم بر فراز قبر نشست؛ زانو به آغوش کشید و یکّه و تنها اشک ریخت. بی آنکه کسی باز سر به زانویش بگذارد و بگوید اشک نریز عزیز قلبم. که تو از حالا مظلومترین مرد تاریخی. همین.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
فَرَجَعَ؛ تاریخ هیچننوشته که «فَرَجَعوا». تاریخ هیچ فعل جمع ننوشته. تاریخ حواسجمع بوده. رسم در تمام جهان است که بعد از دفن و تجهیز میت، طایفه و عشیره متوفی زیر شانههای خانوادهاش را بگیرند و گلاب بر چهرهاش بپاشند و به خانه بیاورندش. همصحبتش شوند و سه روز غذا طبخ کنند و لحظهای تنهایش نگذارند. تاریخ اما نوشته که «فَرَجع». تنها برگشت. بیهیچ همراه. سپس با خانهای ساکت مواجه شد. و تاریک. و سرد. و بستری خالی از فاطمه در آن کنج مهیب و کشنده خانه. آنگاه تکیه بر دیوار زد و نشست؛ کوهی تکیهزده بر دیوار. گریست و شانههایش لرزید و از ریشهایش قطره اشک چکید و زیر لب گفت که من حالا مظلومترین مرد تاریخم. همین.
-اعترافاتِیکتبعیدی-اینورقلبعاشقم.mp3
زمان:
حجم:
3.3M
ممنونم اگر نروی ..
میمیرم اگر بروی ..
زهرا نرو نرو زهرا .. 💔