eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
281 دنبال‌کننده
284 عکس
348 ویدیو
2 فایل
به تن تبعید شد روحِ عدم‌پیمای من ای عمر! بگو بر شانه باید بُرد تا کِی بارِ هستی را؟ . . . به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ... [ https://abzarek.ir/service-p/msg/4538642 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ؛ سپس دو طفل خردسال، گوشه‌آستین بر دهان و هق‌هق کنان، بر پشت درب‌های مسجد آهسته گفتند که مادر ما فاطمه برای همیشه از دنیای پست شما رفت؛ حالا آسوده باشید. ناگهان علی، سخت به چهره بر زمین خورد. و جهان تاریک شد. و هیچ هنوز روشن نشده. و علی هیچ هنوز برنخاسته. «فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ» آخرین جمله تاریخ جهان بود؛ و جهان برای همیشه ایستاد. که سقوط علی، سقوط عالم بود. همین.
ثُمّ جَلَس علی شَفیرِ القَبر باکیاً حزیناً؛ آنگاه در تاریکای بقیع، سطح زمین را چنان مسطّح و صاف ساخت، که گویی نازکای تن ظریف هیچ دردانه و علت خلقتی زیر خروارها خاک سرد قبرستان مخفی‌نشده. که گویی پدر خاک، حتی صاحب قبری کوچک از زمین برای محبوب خویش نیست؛ بعد چون طفلی یتیم بر فراز قبر نشست؛ زانو به آغوش کشید و یکّه و تنها اشک ریخت. بی‌ آنکه کسی باز سر به زانویش بگذارد و بگوید اشک نریز عزیز قلبم. که تو از حالا مظلوم‌ترین مرد تاریخی. همین.
فَرَجَعَ؛ تاریخ هیچ‌ننوشته که «فَرَجَعوا». تاریخ هیچ فعل جمع ننوشته. تاریخ حواس‌جمع بوده. رسم در تمام جهان است که بعد از دفن و تجهیز میت، طایفه و عشیره متوفی زیر شانه‌های خانواده‌اش را بگیرند و گلاب بر چهره‌اش بپاشند و به خانه بیاورندش. هم‌صحبتش شوند و سه روز غذا طبخ کنند و لحظه‌ای تنهایش نگذارند. تاریخ اما نوشته که «فَرَجع». تنها برگشت. بی‌هیچ همراه. سپس با خانه‌ای ساکت مواجه شد. و تاریک. و سرد. و بستری خالی از فاطمه در آن کنج مهیب و کشنده خانه. آنگاه تکیه بر دیوار زد و نشست؛ کوهی تکیه‌زده بر دیوار. گریست و شانه‌هایش لرزید و از ریش‌هایش قطره اشک چکید و زیر لب گفت که من حالا مظلوم‌ترین مرد تاریخم. همین.
-اعترافاتِ‌یک‌تبعیدی-ای‌نورقلب‌عاشقم.mp3
زمان: حجم: 3.3M
ممنونم اگر نروی .. می‌میرم اگر بروی .. زهرا نرو نرو زهرا .. 💔
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
💔 . .
چه آرزوهایی باهم داشتیم نشد حیدر نشد حیدر .‌. راهی برای غم نمی‌ذاشتیم نشد حیدر نشد حیدر :)
لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهينَةُ، وَ اخْتُلِسَتِ‏ الزَّهْراءُ، فَما أقْبَحَ‏ الْخَضْراءَ وَ الْغَبْراءَ. يا رَسولَ اللهِ! أمّا حُزْنی فَسَرْمَدٌ، وَ أمّا لَيْلی فَمُسَهَّدٌ، لا يَبْرَح الْحُزْنُ‏ مِنْ قَلْبی أوْ يَخْتارَ اللهُ لی دارَكَ الَّتی فيها أنْتَ مُقيمٌ.
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهينَةُ، وَ اخْتُلِسَتِ‏ الزَّهْراءُ، فَما أقْبَحَ
امانتی که به من سپرده بودى برگردانده شد و امانت بزرگی که نزد من بود گرفته شد. و زهرا خیلی سریع از دستم ربوده شد. چه‌قدر اين آسمانِ نيل‌گون، و زمين تيره در نظرم زشت جلوه می‌کند. ای پیامبر خدا! دیگر غم و اندوهم هميشگى و جاودان است، و شب‌هایم همراه بيدارى و بی‌قراری. غم هرگز از دلم رخت نبندد و نرود تا این‌كه خداوند همان منزلی را كه تو در آن مقيم شده‌اى را برايم برگزیند و بمیرم و به تو ملحق شوم.
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهينَةُ، وَ اخْتُلِسَتِ‏ الزَّهْراءُ، فَما أقْبَحَ
لمّا قبضت فاطمه علِیها السّلام دفنها أمِیر المؤمنِین علِیه السّلام سرّا،و عفِّی علِی موضع قبرها، فلمّا نَفَضَ یَدَهُ مِن تُرابِ القَبر هاجَ بِهِ الحُزن. و اَرسَلَ دُموعَهُ علی خَدَّیه فَجَلَسَ علیٌّ، عَلی شَفیرِ القبر فقال: یا أرضُ اَستَودَعْتُکِ ودیعتی... :)💔
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
لمّا قبضت فاطمه علِیها السّلام دفنها أمِیر المؤمنِین علِیه السّلام سرّا،و عفِّی علِی موضع قبرها، فلم
چون فاطمه سلام الله علیها وفات یافت، امیرالمؤمنین علیه السلام او را مخفیانه به خاک سپرد و محل قبرش را مخفی کرد. هنگامی که دستش را از خاک قبر برداشت، اندوه بر او چیره شد و اشک‌هایش را بر گونه‌هایش جاری ساخت. علی علیه السلام بر لبه قبر نشست و گفت: ای خاک، امانتم را به تو سپردم. :))
هدایت شده از أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امشب سوخت دادی اگه اینو از دست بدی :))