شکلات تلخ
بیا بریم دشت رو سبزه ها دراز بکشیم ابرارو نگاه کنیم.
بیا بریم کویر شب که شد ستاره هارو بشماریم.
شکلات تلخ
نه برای بوسیدن ات نه برای عطر پیراهن ات نه برای تنهایی ام نه... آغوش تو وطن من است میخواهم در وطن
‹دستانت به هنگامِ مرگ ، وطنم خواهند بود›
شکلات تلخ
باید از تلخی انگور گذشت تا به یک مستی جانانه رسید @Talkh_a
گرفتی چیشد رفیق؟!
شکلات تلخ
ماهِ من غصه چرا ؟! آسمان را بنگر. که هنوز ، بعد صدها شب و روز ، مثل آن روز نخست ، گرم و آبی و پر ا
ماه من غصه چرا ؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز،آرزویم همه خوشبختی توست !
@Talkh_a
شکلات تلخ
بغض چشمان تو ليك،لرزه انداخت به دستان من و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك @Talkh_a
سیب بهانه بود حوا از دست آدمش خســتـــه شده بود
@Talkh_a
شکلات تلخ
بیا بریم کویر شب که شد ستاره هارو بشماریم.
بیا بدون فکر به اینکه کسی نگاهمون میکنه همو ببوسیم.
شکلات تلخ
ماه من غصه چرا ؟! تو مرا داری و من هر شب و روز،آرزویم همه خوشبختی توست ! @Talkh_a
ماه من ..
دل به غم دادن و از یأس سخنها گفتن کار آنهایی نیست ، که خدا را دارند
@Talkh_a