دکترهلاکوییمیگه :
کسیکهتوروبخواد ، هموقتداره
همحالترومیپرسه همحرفیکهنبایدبزنهرونمیزنه
همحرفیکهبایدبزنهرومیزنه
همکاریکهنبایدبکنهرونمیکنه
همبهاحساساتتاحتراممیزاره
ازمنُتو وُ صدنفرِدیگههمبهترمیفهمهُ
فراموشینداره .
کافیهفقطتوروبخواد*
عزیزِمن ؛ مازادهیِفراقیم
دلخوشیِفراقمانایناست ؛ که زیرِآسمانِشب ، ماهیراکهمیبینیم
رخساریاررامیبیند ..
گفتمغمِتودارم ، چیزینگفتُبگذشت ..
حافظخوشابهحالت ، یارمگذشتُ
یارت ، گفتاغمتسرآید
اگرآدمایِاطرافمذرهایخبرداشتنکه چقدربهچیزایِریز وُ مختلفدقتمیکنموتا
مدتهایادممیمونه ، چطورهمهشونُ
تحلیلمیکنموبههمربطمیدم ؛ خیلی
خیلیبیشترمراقبکاراشونمیبودن ..
هربارباخودممیگم " اینبابقیهفرقداره "
اونآدمکاریمیکنهکهازگفتهیخودم
پشیمونبشم*