دیگهنمیتونماینحجمازغمُهندلکنم
غمرویِغم ، بغضرویِبغض ؛ دلتنگیرویِدلتنگی
میگماوسکریم
پریشونیم ، میشهیهسروسامونیبه
اوضاعمونبدی؟
یکنوعسکوتهمداریمکهبهشمیگن
[ سکوتکردندربرابراذیتکردنهایِ
طرفمقابلصرفابخاطراینکهازدستش
ندی ] کهغمگینتریننوعسکوتکردنه.
اوسکریم ؛ بهسرتقسم
دیگهنمیتونمهندلکنمآ.
مشتی ، وقتِامتحانتکِیتموممیشهپس؟
[ مگودرکویِاوشبتاسحربهرِچهمیگردی
کهدلگمکردهامآنجاوُمیجویمنشانشرا ]
چطوریدلتونمیادازکنارِآهنگهاییکه
میفرستمبهسادگیردبشید؟
منیکدورباهرکدومشونزندگیکردم.