امشباونگوشهیِذهنتون ؛ میونِخرتوپرتایِتهمغزتون
توقفسههایِبههمریختهیِقلبتون
تهتهتفکراتتون ، وسطِکلی التماسدعاوُحاجت
منتبزاریدسرمنوُاسممُ [ بـُلد ] کهنه ، اماریزوُدستنویس
کنارورقهیِ ، اعمالوُاشکهاوُالهیالعفوهاوُ
قرانبهسرگرفتناتونبنویسین.
شایدبهحرمتشما ؛ وقلبهایِپاکو
بیریاتوناوسکریمنیمنگاهیبهما
انداخت.
دممراموُمعرفتتونمثلهمیشهگرم.
- تامیلا -
شهیدگمناماوردنهیئتمون ؛ بهترازاینمگهمیشه؟((((((((((:
امشبهمهچیزتکمیلبود ؛ تااینکه
حاجآقامحمودکریمیهمبههیئتمون
اومد(((((((((:*
- تامیلا -
شهیدگمناماوردنهیئتمون ؛ بهترازاینمگهمیشه؟((((((((((:
ثبتشدهازلحظاتیروحنواز.
[ چهاردهفروردینچهارصدوسه ،
شبقدر ؛ مسجدارک ]
خیلیزود ؛ دیرمیشه.
اینودارمباگوشتوپوستواستخونم
درکشمیکنماینروزا