eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
628 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
- تامیلا -
من‌مطمئنم‌که‌دلم‌برای‌خونه‌‌تنگ‌میشه، تاابد.
دلم‌برای‌خونه‌تنگ‌شده. کی‌فکرشومیکرد‌که‌یه‌روزی‌انقدر‌دلتنگ‌ِ‌ خونه‌و‌خاطراتش‌بشم؟ دلتنگِ‌آجر‌به‌آجرش. ‌آدمیزادِ‌طفلکی‌دووم‌بیار.
- تب‌داری‌‌نرگس؟ + نه‌، چطور؟ - آخه‌چشمات‌شبیه‌آدماییه‌که‌تب‌دارن، ورم‌کرده‌، قرمز، وپر‌از‌اشک‌.‌ این‌نشونه‌یِ‌‌کساییه‌که‌تب‌میکنن. + نه‌بابا‌تب‌ندارم،هوا‌گرمه‌ چشام‌میسوزه‌[ خندیدن ]. پ.ن: وی‌برای‌بار‌۱۷۲۹۱۷۹‌‌بغضش‌را‌قورت ‌میدهد.
- تامیلا -
- عمو‌عباس، شما‌‌معنایِ‌واژه‌ی‌ِ‌پناهی.‌ هرکجا‌که‌به‌ته‌خط‌رسیدم، همه‌چیزو‌سپردم‌به‌دستایِ‌نداشته‌ت.‌ هربار‌که‌خوردم‌زمین‌‌به‌ماه‌نگاه‌کردم‌و‌‌ چیزی‌نگفتم‌و‌فقط‌اشک‌ریختم. نمیدونم‌چیشد‌که‌همیشه‌خواستم‌ حرفامو‌اشکام‌بزنن. واسه‌همین‌دردامو‌بهت‌نگفتم، گفتم‌میبینی‌، اگه‌بگم‌یعنی‌به‌چشات‌باور‌نداشتم. میگن‌‌آدمیزاد‌تویِ‌یه‌‌‌برهه‌ای‌از‌زندگیش‌ به‌مو‌میرسه، اون‌مو‌پاره‌هم‌میشه‌اتفاقا، ‌ولی‌گره‌میزنه‌و‌دوباره‌ادامه‌میده.‌ جنابِ‌کفیل، من‌هربار‌که‌خواستم‌گره‌بزنم‌دیدم‌شما‌زودتر‌ حواست‌بوده‌و‌‌‌‌‌بدون‌اطلاع‌قبلی‌ یه‌چسبِ‌زخم‌ِ‌گنده، ‌زدی‌رویِ‌ترکایِ‌قلبم. من‌از‌خونه‌زندگیم‌فرار‌کردم‌که‌بیام‌ پیش‌خونه‌زندگیِ‌‌تو، همه‌چی‌خراب‌شد. ما‌زاده‌یِ‌فراقیم، دلخوشی‌فراقمونم‌اینه‌که‌‌‌وقتی‌دلتنگ‌ میشیم‌به‌ماه‌نگاه‌میکنیم‌‌. جنابِ‌علمدار، هر‌جا‌که‌همه‌دورم‌زدن، تنهام‌گذاشتن‌ ته‌‌دلم‌گرم‌بود‌به‌حضورت، میدونستم‌هستی، هوامو‌داری. اینبار‌اما‌فرق‌داره، اینبار‌انقدر‌همه‌چیز‌ خراب‌و‌بهم‌‌ریخته‌ست‌که‌‌از‌عهده‌م‌خارج‌ شده.‌ این‌شبا‌‌از‌همیشه‌‌‌عاجز‌ترم، خسته‌ام‌. انگار‌دیگه‌زندگی‌کردن‌یادم‌رفته‌. راستش‌من‌تظاهر‌کردم‌درد‌نداره، ولی‌دردش‌داره‌‌استخون‌سینه‌مو‌ میشکونه. اینبار‌با‌همیشه‌فرق‌داره، فقط‌از‌‌خودت‌برمیاد‌که‌همه‌چیزرو‌راست‌و‌ ریست‌کنی. فقط‌خودتی‌که‌میتونی‌آروم‌کنی‌این ‌قلبِ‌مضطر‌رو. مثلِ‌تمومِ‌وقتایی‌که‌زندگیمو ‌سپردم‌بهت‌وُ، مراقبم‌بودی، این‌بار‌هم‌مدد‌بده‌بهم. شما‌ستونِ‌زندگیِ‌منی. شاید‌دست‌نداشته‌باشی، ولی‌یه‌عمره‌خیلی‌محکم‌نگهم‌داشتی. *تصدقت‌بشم‌‌‌الهی. پ.ن : این‌صوت‌جزوِ‌‌‌نور‌چشمی‌هاست، دوسش‌داشته‌باشید.
یه‌جوری‌همه‌دارن‌میرن‌کربلا، که‌انگار‌فقط‌ما‌اضافه‌بودیم‌آقای‌امام‌حسین؟
- تامیلا -
-
- یکی‌از‌بچه‌ها‌‌دنبال‌بلیط‌نجف‌بود‌ بلیطم‌گیر‌نمیومد؛ پلن‌بندی‌کردیم‌که‌ اگر‌بلیط‌‌پیدا‌نکردچیکار‌کنه، همه‌یِ‌پلن‌ها‌بی‌جواب‌موند، نهایتا‌چیزی‌که‌به‌ذهنم‌رسید‌همین‌راه ‌بود‌😂🙂. *‌برداشته‌پیاممواستوری‌کرده.
- تامیلا -
اینو‌برای‌زهرا‌‌فرستادم‌گوش‌بده، بیاین‌شماهم‌گوش‌بدین‌و‌خیلی‌خیلی‌زیاد‌ دوسش‌داشته‌باشین.‌ چون‌این‌صوت، خیلی‌عزیز‌و‌ارزشمنده‌برام.
الان‌جدی‌‌منظورتون‌چیه‌که‌باید‌بشینم‌ برای‌استادفرشچیان‌گریه‌کنم؟ نه، ‌واقعا‌منظورتون‌چیه؟
- تامیلا -
الان‌جدی‌‌منظورتون‌چیه‌که‌باید‌بشینم‌ برای‌استادفرشچیان‌گریه‌کنم؟ نه، ‌واقعا‌منظورتون‌چیه؟
اما‌نه، مرگ‌پایان‌یک‌هنرمند‌نیست. قطعا‌ایشون‌زنده‌وجاویدانه‌درآثار‌و‌ خاطراتشون. روحشون‌شاد.
توقع، رنج‌است.
تویِ‌این‌اوضاع‌و‌احوال، قشنگ‌ترین‌ چیزی‌بود‌که‌میتونستم‌ببینم، مثل‌‌کسی‌که‌تویِ‌اوج‌‌تاریکی‌یه‌روزنه‌یِ‌نور‌میبینه. ممنونم‌که‌این‌حس‌روبه‌قلبم‌هدیه‌کردی‌ دختر‌خوشگله‌یِ‌مهربون. باید‌بوست‌کنم. *پس‌بوسِ‌پرتابی‌از‌اینجا‌تا‌اونجایی‌که‌تو‌ هستی.