eitaa logo
- تامیلا -
798 دنبال‌کننده
510 عکس
107 ویدیو
7 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
اون‌کیه‌که‌از‌پرواز‌جامونده‌و‌حالا‌کفِ‌سالنِ‌ فرودگاه‌داره‌گریه‌میکنه؟
- تامیلا -
اون‌کیه‌که‌از‌پرواز‌جامونده‌و‌حالا‌کفِ‌سالنِ‌ فرودگاه‌داره‌گریه‌میکنه؟
قسمت‌جالب‌ماجرا‌میدونین‌چیه؟ همین‌که‌رسیدم‌فرودگاه، یکی‌از‌پروازا‌ تازه‌نشسته‌بود‌ مسافرا‌داشتن‌‌خارج‌میشدن‌که‌چند‌قدمیم‌یه‌ آقایی‌‌کف‌سالن‌حالش‌بد‌شد‌و‌بعدم‌ تشنج‌کرد‌ و‌در‌عرض‌۵‌دقیقه‌تا‌اورژانس‌برسه‌فوت‌ کرد.‌ باورتون‌میشه‌بچه‌ها؟‌ جلوی‌چشمام‌یه‌نفر‌جونشو‌از‌دست‌داد.‌ خدای‌من‌لطفا‌دیگه‌بسه.
- تامیلا -
قسمت‌جالب‌ماجرا‌میدونین‌چیه؟ همین‌که‌رسیدم‌فرودگاه، یکی‌از‌پروازا‌ تازه‌نشسته‌بود‌ مسافرا‌داشتن‌‌خار
حالا‌نمیدونم‌باید‌واسه‌ی‌جاموندنم‌از‌پرواز‌گریه ‌کنم، یا‌‌‌‌اون‌‌بنده‌یِ‌خدا(:
- تامیلا -
کاش‌الان‌مشهد‌بودم، کاش‌پیشت‌بودم‌حاج‌رضا.
دیروز‌، دقیقا۲۴‌ساعت‌بعد‌از‌این‌پیام، ‌‌خیلی‌عجیب‌،تاکید‌میکنم‌خیلی‌عجییب‌ و‌غیرممکن‌و‌دور‌از‌تصور، و‌البته‌بدون‌هیچ‌ برنامه‌ی‌قبلی‌‌‌منو‌طلبیدی‌حاج‌رضا.‌ ولی‌خب‌از‌پرواز‌جاموندم.‌ هرچند‌دیگه‌‌هیچ‌امیدی‌نداشتم‌که‌‌‌‌بازم ‌بخوام‌بیام‌و‌بعد‌از‌جاموندنم‌از‌پرواز‌ یک‌درصد‌هم‌فکرشو‌نمیکردم‌که‌ یه‌جوری‌از‌جایی‌که‌اصلا‌‌‌‌‌به‌ذهنمم‌ خطور‌نمیکرد‌‌، بازم‌اجازه‌بدی‌بهم‌‌ برای‌دیدار. اما‌حالا‌تقریبا‌‌‌‌حدود‌۷۲‌ساعت‌‌از‌این‌پیام‌ میگذره‌و‌‌من‌بدون‌هیچ‌امیدی‌‌‌بازم‌طلبیده‌شدم. کاش‌میشد‌انقدر‌‌جیغ‌بزنم‌تا‌کل‌شهر ‌بفهمن، بفهمن‌که‌شما‌‌ممکن‌کننده‌ی‌ کارهای‌غیر‌ممکنی. الهی‌من‌دور‌سر‌شما‌بگردم((((:.
- شاید‌حرف‌زدن، تسکین‌باشه. https://daigo.ir/secret/31610903398
- تامیلا -
کاش‌الان‌مشهد‌بودم، کاش‌پیشت‌بودم‌حاج‌رضا.
شاید‌حتی‌باورتون‌نشه، ولی‌من‌وقتی‌این‌پیامو‌اون‌روز‌تایپ‌کردم‌و‌ فرستادم‌اینجا‌فقط‌از‌سر‌دلتنگی‌بود. من‌حتی‌به‌هیچکس‌نگفتم، و‌هیچ‌جای‌دیگه‌این‌قضیه‌یِ‌دلتنگیم‌برای‌‌ حاج‌رضا‌رو‌بیان‌نکردم.‌ حتی‌‌برنامه‌ای‌برای‌رفتن‌نبود، و‌شرایط‌ طوری‌بود‌و‌هست‌که‌اصلا‌غیر‌قابل‌باور‌ بود‌که‌بخوام‌برم‌مشهد.‌ اما‌دقیقا‌فردای‌همون‌روز‌دو‌ساعت‌قبل‌پرواز از‌جایی‌که‌فکرشو‌نمیکردم، ‌بهم‌زنگ‌زدن‌ و‌گفتن‌میای‌مشهد؟‌ و‌بعدم‌که‌ماجرای‌جاموندنم‌از‌پرواز‌و‌‌‌بقیه‌ی ‌داستان.‌ و‌بعد‌از‌‌ماجراهای‌دیروز‌دیگه‌واقعا‌‌فکرشم‌ نمیکردم‌که‌‌بخوام‌برم، و‌خب‌تصورم‌ این‌بود‌که‌جا‌موندی‌دیگه‌نرگس.‌ لابد‌نطلبیده.‌ اما‌امروز‌صبح‌که‌دوباره‌بهم‌زنگ‌زدن‌و‌ گفتن‌برام‌بلیط‌گرفتن؛ حقیقتا‌‌به‌این‌ فکر‌کردم‌که‌چقدر‌‌‌آقا‌سید‌‌رضا‌معتمده. چقدر‌کار‌درسته.‌ خلاصه‌که‌، به‌قول‌خانجون‌ هرچقدر‌‌رنجِ‌فراق‌بیشتر، لذتِ‌وصال‌شیرین‌‌و‌دلچسب‌تر.
بچه‌ها‌تو‌سالنِ‌فرودگاه، یه‌آقای‌ِ‌ حدودا‌۲۷، ۲۸‌ساله‌نشسته‌جلوم‌‌ و‌داره‌انیمیشن‌نگاه‌میکنه=)))))) گوگولیِ‌بامزه✨.
- تامیلا -
- شاید‌حرف‌زدن، تسکین‌باشه. https://daigo.ir/secret/31610903398
میشه حالا که داری میری تو بغل بابا رضا برا منم خیلی دعا کنی به جوادش قسمم بدی کارمو راه بندازه بندجوری زندگیم بهم پیچیده قلیم از شدت غصه دلش میخواد دیگه نزنه... . - سلام‌خوشگله؛ چطوری‌تو؟ معلومه‌که‌میشه، اصلا‌برایِ‌شما‌‌ها ویژه‌دعا‌میکنم، خوبه؟ قطعا‌خود‌حاج‌رضا‌حواسش‌هست، بسپر‌به‌خودش‌.
به امام رضا بگو، میدونه چقد دلتنگشم... میدونی قلبم داره له میشه تو قفسه سینه ام و از‌کار می افته بهش بگو میدونم که میبینه همه اشکا و بی قراریامو بهش بگو دارم دق میکنم با این همه نشونه از سمتش بهش بگو اگه به این زودیا نطلبه منو ... نابودتر میشم... . - همیشه‌میگن‌وقتی‌تو‌دلتنگ‌شی‌ یعنی‌خودشونم‌دلتنگتم. اوایل‌باور‌نداشتم؛ اما‌حالا‌عمیقا‌به‌این‌ قضیه‌پی‌بردم. میطلبه؛ اونم‌وقتی‌که‌دیگه‌هیچکسو‌نداری حتما‌اونجا‌براتون‌دعا‌میکنم‌بچه‌ها*
نرگس‌رفتی‌پیش‌حاج‌رضا‌برامون‌خیلی‌دعا‌کن! . - معلومههه.‌ معلومه‌که‌خیلیی‌دعاتون‌میکنم، من‌آدمِ‌ تک‌خوری‌نیستم*
همین الان داشتم میگفتم کاش یکی بود باهاش حرف میزدم ولی لینکو که دیدم نمیدونستم چی باید بگم . - سلام‌به‌تو‌دختر‌خوشگله‌یِ‌شهر‌قصه‌ها.‌ چطوری‌شما؟‌ خب‌سر‌بحثو‌از‌کجا‌باز‌کنیم؟