تامیلا.PWAC-20260208_143943_958.mp3
زمان:
حجم:
32.1M
برایروزهایِبارونی، برایمسافتهایِ طولانیوجاده، برایقدمزدن، برایتهرانِغمگین، برایروزهایِغمآلود، اصلابرایِهمیشه؛ فقطچاووشی*
تمامشببیخوابیکشیدمومدامبهاین
فکرمیکردمکهدلتنگم.
دلتنگِچی؟ نمیدونم.
منیهآدمیزادم، وهمینبشردوپاهمیشه
دلتنگه.
- تامیلا -
تمامشببیخوابیکشیدمومدامبهاین فکرمیکردمکهدلتنگم. دلتنگِچی؟ نمیدونم. منیهآدمیزادم، و
البتهاضافهکنمکهتمامشب، بهاینموضوعکه
صبحچطورقرارهباآدمهاروبهروبشمو
برخوردکنمهمفکرکردم.
نتیجه؟ شایدبایدرویِیککاغذبهرسمالخطبزرگ
بنویسم
[ امروزغمیهستم. نزدیکنشوید، غمیمیشوید؛ بماندبرایِبعد ] واونرورویِ پیشونیمبچسبونم.
راستشروبخوای، امروزبرایِانسانبودن
زیادیخستهام.
- تامیلا -
امروز/ لبخند / آدمهایمهربونوخوشقلبی کههنوزهستن/ جملهیِ[ اینبرایِتو ] / لبخند / بغضازسرش
بهتونگفتهبودمباکوچکترینچیزها
خوشحالمیشم.
الانمثلاازصبحبابتهمینیهتیکهکاغذ
۵۰بارذوقکردموهر۱ساعتیکبارمیرم
نگاهشمیکنم، ودوبارهازاول.
هنوزهمنمیدانمچراانسانبودنرا
انتخابکردهاموقتی، میتوانستم شاخهایازگل، برگیتاخورده ازیککتابیاپروانهایرنگینبال
درایندنیاباشم!
درآخرمنمیتوانستمهرچیزیباشم
جزیکانسان.
صلواتی، دعایی، نذری، نیازی، وردی..
میشههرچیکهبلدین، بخونینواسم؟
میشهکلیدعاکنیدوفوتکنیدسمتم؟
بهدعاهاوقلبهایپاکتونایماندارم،
بهاینکهممکنهچهگرههایکوریبازبشه.
پسمیشهلطفاازتهدلتوندعاکنیدبرام؟