eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
627 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
آقایِ‌ابا‌عبدالله، میشود‌تکه‌هایِ‌قلب‌، روح‌و حتی‌جسمم‌را‌مانند‌علی‌اکبرت‌در‌عبا‌جمع‌کنی‌ و‌به‌خیمه‌ها‌ببری؟ متلاشی‌شده‌ام‌آقایِ‌ابا‌عبدالله، دنیا‌مرا‌ مانند‌علی‌اکبرت‌‌‌تنها‌گیر‌آورده‌و‌‌هرچه‌ میخوردم‌زده. تمام‌تنم‌زخمی‌ست، هزاران‌زخم‌‌ازمردم، از‌اغیار، از‌دنیا. به‌فریاد‌برس‌و‌‌مانند‌علی‌اکبرت‌تکه‌هایِ‌ وجودم‌را‌در‌عبا‌بریز‌‌.
یادمه‌آقاجون‌‌‌‌‌همیشه‌رسم‌داشت‌‌که‌ روز‌تاسوعا‌و‌عاشورا‌خرید‌نمیکرد‌. هرباردور‌هم‌جمع‌میشدیم، به‌‌بزرگترا‌ توصیه‌میکرد‌تاسوعا‌و‌عاشورا‌هیچ‌خرید‌و‌ فروشی‌انجام‌‌ندن. همیشه‌برام‌سوال‌بود‌که‌چرا‌ آقاجون‌ اینکارو‌میکنه‌. یادمه‌‌‌یک‌روز‌قبل‌از‌تاسوعا‌‌ میرفت‌بیرون‌و‌‌‌هرچیزی‌که‌تو‌خونه‌نیاز‌ بود‌میخرید‌، حتی‌‌‌‌میرفت‌نونوایی‌ و‌به‌اندازه‌یِ‌این‌دوروز‌نون‌میگرفت‌. اون‌موقع‌سن‌و‌سالم‌خیلی‌کمتر‌بود‌، یه‌بار با‌‌همون‌زبون‌بچگیم‌ازش‌پرسیدم‌ " آقا‌جون‌، چرا‌انقدر‌نون‌میخری؟ چرا‌به‌خانجون‌میگی‌هرچی‌نیازه‌بهت‌بگه‌و‌تاکید‌میکنی‌که‌دیگه‌نمیری‌خرید‌کنی؟مگه‌همه‌چیز‌قراره‌تموم‌شه؟ چرا‌به‌بابا‌و‌عموها‌گفتی‌‌این‌دوروز‌چیزی‌ نخرن؟ " نگاهم‌کرد‌وبا‌لبخند‌گفت‌‌ [ بابا‌جون، این‌یه‌رسم‌قدیمیه‌، بابا‌ و‌بابابزرگای‌من‌‌اینکارو‌میکردن‌و‌ حالا‌به‌ما‌ ارث‌رسیده. نه‌بابا‌جون‌تموم‌نمیشه‌، این‌کارو‌میکنیم‌تا‌ به‌امام‌حسین‌و‌اهل‌بیتش‌احترام‌‌بزاریم‌ ] اون‌موقع‌نفهمیدم‌منظور‌آقا‌جون‌چیه‌، اما‌ سال‌ها‌بعد‌فهمیدم‌آقاجون‌چه‌کار‌قشنگی‌ میکرده‌و‌چه‌رسم‌قدیمی‌ای‌رو‌زنده‌نگه‌ داشته‌بوده.
- تامیلا -
یادمه‌آقاجون‌‌‌‌‌همیشه‌رسم‌داشت‌‌که‌ روز‌تاسوعا‌و‌عاشورا‌خرید‌نمیکرد‌. هرباردور‌هم‌جمع‌میشدیم، به‌‌ب
حالا‌چند‌سالیه‌که‌این‌رسم‌رو‌دیگه‌هیچ‌ کجا‌ندیدم، به‌جز‌معدود‌افراد‌‌قدیمی‌و‌ پیر‌غلام‌و‌روضه‌دارِ‌تهران‌که‌هنوزم‌پایبندن‌ به‌این‌رسوم‌و‌احترام‌میزارن‌. به‌نظرمن‌که‌رسم‌خیلی‌قشنگیه، اصلا‌ این‌رسوم‌قدیمی‌‌خیلی‌لطیف‌و‌روح‌نوازه‌. الان‌اگه‌آقاجون‌بود، زنگ‌میزد‌به‌همه‌یِ‌ فامیل‌که‌این‌دوروز‌خرید‌و‌فروش‌نکنیدا‌ عزایِ‌آقامونه، خوبیت‌نداره‌. آقا‌جون، تو‌که‌جات‌خوبه‌و‌الان‌پیشِ‌اربابی‌ فقط‌بگو‌یکمم‌به‌این‌نوه‌ت‌‌نگاه‌کنن(:
- تامیلا -
یادمه‌آقاجون‌‌‌‌‌همیشه‌رسم‌داشت‌‌که‌ روز‌تاسوعا‌و‌عاشورا‌خرید‌نمیکرد‌. هرباردور‌هم‌جمع‌میشدیم، به‌‌ب
یه‌کار‌دیگه‌ای‌که‌آقاجون‌مقید‌بود‌ هرشب‌از‌محرم‌انجام‌بده، صدقه‌دادن‌برایِ‌‌امام‌زمان‌(عج)‌بود‌. تمامِ‌دهه‌ی‌ِ‌محرم، قبل‌از‌روضه‌ یه‌مبلغی‌رو‌نیت‌میکردو‌برای‌‌امام‌زمان‌ صدقه‌میداد. اما‌یادمه‌شب‌های‌تاسوعا‌و‌عاشورا‌‌ مبلغ‌صدقه‌رو‌بیشتر‌میکرد‌و‌‌تأکید‌میکرد‌ این‌کار‌و‌هممون‌انجام‌بدیم‌. میگفت‌ما‌که‌آدم‌عادی‌هستیم‌‌وقتی‌ میریم‌روضه‌و‌مقتل‌میخونیم‌‌ سینه‌مون‌شکافته‌میشه‌برای‌مصیبت‌های‌ابا‌عبدالله‌، امام‌زمان‌که‌ اون‌صحنه‌هارو‌دیدن‌و‌زندگی‌کردن‌‌‌‌‌‌. همیشه‌میگفت‌این‌توصیه‌ی‌بزرگایِ‌ ماست‌، حرف‌علامه‌های‌ماست‌ باید‌برای‌آرامش‌قلب‌اماممون‌صدقه‌بدیم.
این‌شبا‌‌‌بیشتر‌از‌همیشه‌دارم‌خاطرات‌ آقاجون‌رو‌مرور‌میکنم‌. دعاکن‌واسم‌آقاجون، دعا‌کن.
- تامیلا -
یه‌کار‌دیگه‌ای‌که‌آقاجون‌مقید‌بود‌ هرشب‌از‌محرم‌انجام‌بده، صدقه‌دادن‌برایِ‌‌امام‌زمان‌(عج)‌بود‌. تما
بیاید‌امشب‌‌‌به‌توصیه‌ی‌بزرگانمون‌، علامه‌هامون، پیر‌غلام‌هامون، روضه‌دارهامون، هرمبلغی‌که‌میتونیم‌برایِ‌آرامش‌‌قلب‌ امام‌زمان‌صدقه‌بدیم.
- تامیلا -
روز‌شماری‌میکنم‌برای‌شب‌نهم‌. شب‌‌آقایِ‌ابوفاضل، شب‌قمر، شب‌عباس، شب‌علمدار‌. بی‌صبرانه‌منتظرم‌تاآن‌
حالا‌شب‌نهم‌شده‌است‌آقا‌ی‌ابا‌عبدالله‌. شبی‌که‌علمدار‌برنگشت‌. راستش‌را‌بخواهید‌ماهم‌مدتی‌ست‌ علمدار‌نداریم. علمدارِ‌شما‌در‌علقمه‌‌شهید‌شد‌، وعلمدارِ‌ما‌‌درکشور‌دوست‌. شما‌قلبتان‌را‌در‌علقمه‌جا‌گذاشتید‌و‌ ما‌و‌نود‌میلیون‌ایرانی‌هم‌قلبمان‌را‌ در‌انتهایِ‌کشور‌دوست‌‌‌‌. شما‌در‌کنار‌عباستان‌کمر‌خم‌کردید‌و‌ماهم‌ بعد‌از‌علمدارمان‌‌جان‌دادیم. تاریخ‌تکرار‌می‌شود‌ودر‌این‌میان‌، این‌نامِ‌ علمداران‌است‌که‌باقی‌می‌ماند. علمدارِ‌کربلا‌عباس(ع)، و‌علمدارِ‌ایران‌‌ شهید‌سید‌علی‌حسینی‌‌خامنه‌ای.
- تامیلا -
این‌شب‌ها‌سخت‌‌ملتمسِ‌دعام، حتی‌ فرایِ‌تصوراتتون‌‌. شبیه‌طفلی‌که‌محتاج‌آغوشه، شدیداً محتاج‌دعام‌. پس
میشه‌امشب‌خیلی‌ویژه‌تر‌دعام‌کنید؟ میشه‌‌تویِ‌روضه‌ی‌کفیل‌خیلی‌زیاد‌ یادم‌کنید؟ بهش‌بگین‌باهاش‌نسبت‌دارما، دریابه‌منو‌. نفستون‌گرم‌الهی(:
- تامیلا -
آقایِ‌ابو‌فاضل. دیگه‌نمی‌تونم‌تظاهرکنم‌به‌خوب‌بودن. حتی‌نمیتونم‌‌برای‌حفظ‌ظاهر‌لبخند‌بزنم. زندگیم‌‌ت
آقایِ‌ابو‌فاضل، شما‌کفیلِ‌دل‌های‌پاره‌پوره‌اید. ‌دروغ‌نیست‌اگر‌بگویم‌‌هیچکس‌راجز‌شما‌ ندارم. شما‌‌و‌خانواد‌ه‌ی‌تان‌تنها‌کس‌و‌کار‌منید‌، تنها‌کسانی‌که‌برایم‌‌مانده‌اند. حالا‌‌‌‌من‌هم‌از‌دنیا‌منقطع‌شده‌ام، مثل‌ اباعبدالله‌که‌بالای‌سرِتو‌از‌دنیا‌منقطع‌شد. میبینی؟ تمام‌زندگی‌ام‌از‌هم‌پاشیده‌، حالا‌من‌متلاشی‌شده‌ام‌، تکه‌تکه‌‌‌افتاده‌ام‌ میان‌این‌مردم‌ِبی‌وفا، وهرکس‌رد‌می‌شود‌ لگدی‌بر‌تکه‌هایم‌میزند‌و‌می‌رود. هرکس‌رسید‌بالایِ‌سرم، داد‌زدم‌که‌من‌ کفیل‌دارم، من‌عموعباس‌دارم‌‌ اما‌حقیقت‌این‌است‌که‌ سینه‌ام‌شکافته‌شده‌آقایِ‌عمو‌عباس‌‌، قلبم‌‌پاره‌پاره‌است. در‌میانِ‌‌هجوم‌لشکر‌غم‌ها، هربار‌سرم‌ را‌روبه‌آسمان‌گرفتم‌و‌به‌ماه‌زل‌زدم‌، به‌تو‌ نگاه‌کردم‌حضرتِ‌قمر. تو‌میدانی، نه؟‌ تو‌از‌همه‌چیز‌خبر‌داری‌. تو‌کفیلِ‌منی‌، مگر‌می‌شود‌بی‌خبر‌باشی‌؟ اما‌نگاه‌کن‌، هیچ‌چیز‌نمی‌خواهم‌دیگر‌ تنها‌یک‌چیز‌؛ مرا‌پیشِ‌خود‌ببر‌عباس‌‌. به‌لب‌رسیده‌جانم‌، من‌ازاینجا‌فرار‌کرده‌ام‌ تا‌به‌تو‌پناهنده‌شوم. می‌گویند‌کسی‌را‌دست‌خالی‌رد‌نمیکنی، میدانی‌که‌من‌‌هم‌با‌شما‌نَسَبی‌دارم‌ و‌فرزند‌همین‌خانواده‌ام‌، هرچند‌همیشه‌فرزندِ‌ ناخلفی‌بوده‌ام‌و‌‌از‌سرِ‌خامی‌‌کارهایی‌کرده‌ام‌. اما‌ اما‌م‌عباس، مثل‌همیشه‌جنسِ‌ بُنجُل‌و‌خراب‌مرا‌بخر‌‌‌.
تیرهافقط‌بهانه‌ای‌برای‌زمین‌زدنِ‌ بلندترین‌امیدِتاریخ‌بودند.
جنابِ‌چاوشی‌یه‌‌قطعه‌داده‌بیرون‌ برای‌ابا‌عبدالله‌‌به‌اسمِ‌‌ [ زخم‌ِآفتاب ] بیشتر‌از‌اینکه‌یه‌موسیقی‌باشه، یه‌ روضه‌ست‌‌. بعد‌از‌شنیدنش‌‌این‌جمله‌تویِ‌سرم‌نقش‌ بست‌که‌ " عیبی‌نداره، بذار‌بگن‌که‌ آوازه‌خون‌بود‌ولی‌‌برایِ‌تو‌روضه‌خون‌شد‌ "