جاییراترککردمکهدرآنجاخوشحالنبودم و ؛ ترکِآنجانیز ؛ مراخوشحالنکرد ..
آدمخوشحالکهباشه ؛ خوشگلتربهنظرمیرسه ..
پس ؛ ماچهرمونبدنیست ؛ فقطیکمقداریغمگینیم (:
جدیدابهیهسندرمیدچارشدم
سینمیزنم ؛ بعدفکرمیکنمجوابِطرفمُدادم
نگومنفقطتوذهنمجوابشُدادم ..
خوشبختی ؛ اونچیزینیستکههرکسیازبیرونببینه
خوشبختی ؛ تودلِآدمه
دلکهخوشباشه ؛ خوشبختی ..
- دیالوگ -
۱۲شببهبعد ؛ زمانیِکهتساویِعقلُجنون
بهممیخوره ؛ وجنونغالبهبرهمهچیز ..