4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تویِیکیازسکانسایِکلاهقرمزی
کلاغقندِجیگرُخوردهُ ؛ جیگرخیلیناراحته
کلاهقرمزیمیاددلداریشبده ..
حرفش ؛ حرفِدلِخیلیازماهاست
- ولیمناونقندُدوستداشتم ؛ هیچ
قندیدیگهقندِمننمیشه ..
غممگهفقطبرایِشبه؟
اینغمیکهتواینساعتیقهمونُمیگیرهُ
ولکننیست ؛ چیه؟
جدیدابخاطرِکوچکتریناتفاقات ؛ والبته
مسخرهترینشون ؛ گریهممیگیره
اینکهرویِاشکامهیچکنترلیندارم ؛ واقعابده ..
هدایت شده از برادرِ کوچک.
داشـتم فکر میکردم که،
این مصرع باید کامل شه
و این شد که قلم نوشت؛
صد پسر در خون بغلتد
گُم نگـردد دختـری،
کـاش، آن دختر بفهمد
غیرتِ آن صد پسر💔..
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((:*
آزردهدلازکویِتورفتیمُ ؛ نگفتی ..
کیبود؟ کجارفت؟ چرابودُ ؛ چرانیست؟`
- جنابِشهریار -
کاشمیشد ؛ برممغازهیِخوشحالیفروشی
لبخند ؛ خوشحالی ؛ وحالِخوب .. بخرم
بعدبرمتوخیابونایِشهرُ ؛ دادبزنم : خوشحالیُخندههایِبیدلیلمیفروشم
بیااینورِبازارکهحراجشکردم
هرزمان ؛ یادگرفتیمدرجایگاهینیستیم
کهآدماروقضاوتکنیم ؛ اونوقت میشهگفت ؛ بالغشدیم .