- تامیلا -
وازامشب ؛ بهیادگاربماند ؛ کنج ِ دفترچهی ِ خاطراتمان ..
خواهرِبابارضایِما
میلادِشمابهانهایشد ؛ تابهمعنایِواقعیِ
کرامتُعطوفتپیببریم ..
بیشازپیشفرخندهباد ؛ روزیکهشما
چشمبهاینجهانگشودید("
ماازدنیایِواقعیفرارمیکنیم ، وبهمجازی
پناهمیاریم ؛ چونکسینیست کهبفهمهچیمیگیمُ ؛ بهحرفامونگوشبده
مانیازبهیهبستریداریمکه حرفامونُبزنیم ..
هدایت شده از فرزندانِ بنین .
- همانکهباید .4_5947302048687982412.m4a
زمان:
حجم:
3M
ازلحاظِروحیدلممیخوادزنگخونمونبه صدادربیاد ، برمدمدرببینمپستچی
یهبستهبامحتویاتِ ، کتابِشعر ، یهشاخه گل ؛ نامهیِدستنویس ، لباسچهارخونه
ویهانگشترِعقیقکبودبرامآوردهُ
ضمیمهیِهمشونیهکاغذِکاهیکهروش نوشته ، ' بهانهایبرایِلبخندت ' .
برایِخوشحالکردنِاونیکهدوسشدارین
سهچیزُهیچوقتازشدریغنکنید ..
توجه ، توجه ، وازهمهمهمتر ؛ توجه