بهقولِاونعزیزکهمیگفت :
عصرِجمعهخودشخراست
توکهنباشی ؛ تازهجفتکهممیاندازد ..
جمعههابرایِهمنامهبنویسید ، ازباجهیِ
تلفنبهخانهیِدلبرزنگبزنید
اصلابرویدسرکوچهٔشانُبرایشآهنگِ
" آسمانِچشمِاو " بخوانید .
دلگرهبزنیدبهرویِمثلِماهش ؛ جمعههابهاوبگوییدکهچقدردلتنگید
برایششعرِحافظبخوانید ، واورا دوستداشتهباشید !
- تامیلا -
جمعههابرایِهمنامهبنویسید ، ازباجهیِ تلفنبهخانهیِدلبرزنگبزنید اصلابرویدسرکوچهٔشان
درعصرِتکنولوژی ، جمعههابهرهگذرایِتویِخیابونلبخند بزنید
جمعههابههمپیامبدید ؛ جمعههابرایِ ادماشعربخونید ؛ یهتِرَکآهنگ بفرستینبراشون ؛ بغلشونکنین ؛ جمعههابهآدماامیدبدین .. بهشون
بگینکهفراموشنشدن .
جمعههابیدلیلبهمخاطبینتونزنگبزنیدُ
بعدازثانیهیِسومپشتِتلفنبراشونآهنگ بخونید
اینروزاآدماحالشونبده ؛ جمعههابیشتر
جمعههامهربونترباشید*
اونلحظهایکهمیخوایگلهکنی ؛ شکایتکنی ؛ بگیکهچقدردلتنگشبودی ..
اماسکوتمیکنیُبغضتُقورتمیدی. *جزوِبدترینلحظاتزندگیِ .
آموزشُپرورش؟
ببخشیدمیشهپرورشتونُنشونمبدین؟
شماحتیراهدرستِآموزشم
بلدنیستین ؛ چهبرسهبهپرورش .
- خوبی؟
+ ارهخوبم ..
- حالاکهحالتخوبه ؛ یادبگیر ازاینبهبعدراستشُبگی ، نمیخوای چیزیُبگی ؛ بگونمیگم
ولیدروغمنگو ، منازدروغبدممیاد ..
+ توچیکارمیکهراستشُبهتبگم؟
- رفیقتم! " آدمبهرفیقشدروغنمیگه "
- دیالوگ -
کوچکترینرفتاریباعثمیشهسرنوشتِ
یهآدمازاینروبهاونروبشه
شایدحرفیکهمابهزبونمیاریم ، یارفتاریکهمیکنیمبهظاهرخیلیسادهباشه
اماممکنهتیزیِحرفیکهمیزنیم ، قلبِاونآدمُتیکهتیکهکنه ..
*مانسبتبهرفتارُحرفاموندرمقابلِبقیه مسئولیم