ماتهشمبندههایِخودتیم ؛ هرغلطیمبکنیم
بازممیایم
کنجِهیئتِحسینتمیشینیم
عینِبچههاسرمونُمیزاریمروزانوهامونُ
قسَمتمیدیمبهغمِمُحرمُازعمقِ وجودمیگیمالهیالعفو
مادلخوشکردیمبهکرمت
بیدلیلنیستکهبهتمیگناوسکریم
اوسکریم ؛ ماروازاینامتحانتم سربلندبیاربیرون
دلتنگیخفمونکرد ؛ بهکرمتقسم کهغملهمونکرده
خودتدستمونُبگیرتصدقتشم ..
برایِاولینبارانقدرپرحرفیکردمُ
حقیقتاازمنبعیدبود ؛ شبهدیگه
نمیشهکاریشکرد*
برمنببخشیداینپرحرفیُ ..
- تامیلا -
- اینماشینمسابقهایهارودیدیدستی میکشندورِخودشونمیچرخن؟ + خب . - عینِاونا ؛ دورتبگردم!
داشتیمحرفمیزدیم ؛ همینطورکهزلزدهبودتوچشامُحرفامُتاییدمیکرد ، بیمقدمهگفت
- دوستدارم ..
جاخوردم ؛ یهلبخندجاخوشکردگوشهیِ
لبمُگفتم ،
وسطِبحثِجدیآخه؟
گفت ؛
- جدیُشوخینداره .. منهمیشه دوستدارم!
- تامیلا -
تراپی بلد نیستم ولی واست گیتار میزنم :)
تراپیبلدنیستم ؛ ولیواستشعرمیخونمُ
آهنگامُباهاتتقسیممیکنمُ ،
براتمینویسم (:
- تامیلا -
برایِنورِآفتابازمیانِحریرِپردهها ؛ وُ
لبخندِتو ، زیباتریننقاشیِخدا .
هدایت شده از غرغریات.
اون گوشیتو هر 15 ثانیه یه بار چك نکن .
کسی دوسِت نداره احمق .