- تامیلا -
تراپی بلد نیستم ولی واست گیتار میزنم :)
تراپیبلدنیستم ؛ ولیواستشعرمیخونمُ
آهنگامُباهاتتقسیممیکنمُ ،
براتمینویسم (:
- تامیلا -
برایِنورِآفتابازمیانِحریرِپردهها ؛ وُ
لبخندِتو ، زیباتریننقاشیِخدا .
هدایت شده از غرغریات.
اون گوشیتو هر 15 ثانیه یه بار چك نکن .
کسی دوسِت نداره احمق .
- تامیلا -
برایِبارشِبارانبهمزرعههایِخشکِقلبمان
برایِخیابانهایِخیسِتهران ؛ برایِ
رهگذرانیکهازخیسیِبارانبهکافههاپناه
میبرندُ ؛ برایِدلتنگیِدوچندان ، زیرِباران .
شایدتعدادزیادیآدمتویِزندگیمونبود کهباهاشونحرفزدیمُ ، رفاقتکردیم ..
شایدتعدادِمحدودیآدمتویِزندگیمونبود
کهباهاشونخاطرهخوبساختیم ..
ولیفقطیهنفرهستکهشبهاتاجایی
درحوالیِاشک ، دلتنگشمیشیم ..
شنیدیچیمیگم؟
- فقطیهنفر!
- اگهبرم ، تبدیلمیشمبهیهخاطرهُ فراموشمیشم ؛ مگهنه؟
+ آدمعزیزاشُفراموشنمیکنه ؛ دیدیوقتیعزیزتمیمیرهانگارهنوزداغشتازهست؟
ارهخاکسردمیشه ؛ ولیقلبِماهرروز ذوبمیشه
حتیاگهبریهیچوقتفراموشنمیشیُ
قلبمهمیشهمتعلقبهتوعه .