- تامیلا -
أحيانًا لا نريد الشفاء لأن الألم هو الرابط الأخير لما فقدناه
بعضیموقعها ، خودموندوستنداریم
حالمونخوبشه ؛
چون «درد» آخرینحلقهی ِاتصالمونبه
چیزیهکهازدستدادیم .
ما شکستیم هیچکس ندید حال ِ این ویرانه را
بروید که نیست میانتان آرامِ جان این دیوانه را .
آریآنروزچومیرفتکسی
داشتمآمدنشراباور ؛
مننمیدانستممعنی ِهرگزرا
توچرابازنگشتیدیگر .
- تامیلا -
«تو زیباترین حزنِ من بودی، عزیزترین زخمم بودی،
و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم، غمانگیزترین شکل انقراض است که برگزیدهام »