- تامیلا -
سلاماٌ على من غرسوا وروداً في أرواحنا و رحلوا دون رعايتها .
نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت .
- تامیلا -
نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت .
فکرمیکنیمفراموششکردهایم ؛ اماپسازمدتی ، بهشکلگریهی ِبیدلیلیا
دلتنگیواندوهُترسگاهوبیگاهبرمیگردد .
- تامیلا -
- ازتمامدردهاورنجهاییکهگاهیپایانناپذیر بنظرمیرسند ، درانتها ، فقطزخمیبرتنباقی میماند ؛ مثلیکمدالافتخارکهبهیکسرباز جنگمیرسد .
توراوصفناپذیر
زندگیخواهمکرد
درچشمانمخواهمزیست
درچشمهایم
توراپنهانخواهمکرد .
- تامیلا -
اون بالا چی نوشته ؟ :]💘
ز آستان رضایم خدا جدا نکند
من و جدایی ازاین آستان ، خدانکند(:
کلمات ، چاقوهاییتیزروی ِگلوهایماناند
یابیرونمیآیندورویتنطرفمقابلفرومیروند یاآنقدردرگلومیمانندکهقاتلخودمانمیشوند ؛
چیزیکهمشترکاست ، قربانیست .