- تامیلا -
_
آرزوییراکهحبساشکردهامدرسینهام
ازهمهزندانیانشهرزندانیتراست ..
درست است بنا بر رفتن شد ولی نامسلمان باخودت نمیگویی شاید دلمان حتی برای شنیدن کلمه ای با صدایت روز و شب دارد پر میکشد؟! .
Taher Ghoreyshi Ya Mola.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
_ گفت : چشمها گواهاند و تو بیش از حد رنج کشیده ای .
بهمژگانسیَهکردی هزارانرِخنهدردینم
بیاکزچَشم ِبیمارت هزاراندردبرچینم
الاایهمنشین ِدل کهیارانتبِرَفتازیاد
مراروزیمبادآندَم کهبییاد ِتوبنشینم
- تامیلا -
نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت .
يوماً ما سأقتلك… عناقاً .
- تامیلا -
يوماً ما سأقتلك… عناقاً .
_ بالاخرهیکروزتورامیکُشم .. باسختدرآغوشگرفتنت .
دراینفکرهستمکهآیایکخاطره ، چیزی ست
کهآدمیداردیاچیزیستکهآدمیازدست
دادهاست؟( :
- تامیلا -
يوماً ما سأقتلك… عناقاً .
أحبك طبعاً
وإلا ماذا يمكن أن أفعل
في وطن منهوب وحزين ؟ .