- تامیلا -
نحنُ أحنّ مِن أن نَردّ الأذى بالأذى ..
أحبكِ كبحر حُكِم على جراحه بالملح المؤبد
- تامیلا -
أحبكِ كبحر حُكِم على جراحه بالملح المؤبد
دوستت دارم ، همچو دریایی که بر زخمهایش نمک ِابد حکم شد .
- تامیلا -
میشهبرایِخانجونمدعاکنید؟ توروخدا(((((((((((((((((((((((((:
التماسمیکنمبراشدعاکنید
تمنادارمازتون
خواهشمیکنم
- تامیلا -
التماسمیکنمبراشدعاکنید تمنادارمازتون خواهشمیکنم
بچه ها؛ الهی به رقیه:))))
- تامیلا -
فضای ِ بیمارستان ؛ همیشهبرامعجیبُ مبهمبوده تصورکنید ؛ یهمکانیکهداخلش ؛ درعرضیکدقیقه
راهروهایِخالی ؛ همراههاییکهازفرطِ
بیخوابیچشماشونقرمزشده
صدایگریههایِمادرپایِتختبچهش
صدایامیددادنِپرستاربهتختشماره۳
نفسایِیکیدرمیونُحبابهایِدستگاهِ تنفسی
تمیزیِموزاییکایِبخشسیسییو
صندلیهایِپرِبخشمراقبتهایِویژه
دیدنبرقخوشحالیتونگاهکسیکه
بیمارشازمرگحتمینجاتپیداکردهُ
اوردنشبهبخش
تختایِپر ؛
کادردرمانیکهغرقشدنتوکارتابلها
کمردردِهمراههابخاطرِنشستهخوابیدن
کنارِتختمریضشون
سرمهاییکهروبهاتمامه ؛
نمازخونهایکهخالیشده
نگهباناییکهاجازهنمیدنکسیبرای ملاقاتبره
سردرد ؛ سرگیجه ؛ بویالکل ؛ خون ؛
برگههایِترخیصیکههیچوقتصادر نمیشه ؛ نگرانیِچشمها
تختایِخالی ؛ همهُهمه
چیزاییِکهازبدوِ ؛ ورودبهبیمارستان
باهاشونمواجهمیشیُ ؛ تنهاواکنشتقورتدادنبغضته
- تامیلا -
میشهبرایِخانجونمدعاکنید؟ توروخدا(((((((((((((((((((((((((:
بچههاممنونِمحبتتونم(((:
حالِخانجونمخوبه ؛ ومنمدیونِ
دعاهایِشمام
*جبرانکنمانشاءالله
ازدرونمصداهایِعجیبیبهگوشمیرسه
صدایشکستن ؛ صدایخوردشدن ؛
صدایجیغ ؛ صدایگریه