eitaa logo
اعجاز قرآن کریم
27 دنبال‌کننده
27 عکس
8 ویدیو
4 فایل
🌟بسم الله الرّحمن الرّحیم🌟 💫به گروه اعجاز قرآن کریم خوش آمدید.💫 @The_Holy_Quran114 ✨با محوریت ⭐تدبر در آیات الهی ⭐بیان ظرافت های معنایی آیات ⭐تبيين ابعاد اعجاز قرآن کریم 📂باز نشر مطالب، با لینک کانال لطفا... 📂همگی مبلغ قرآن کریم باشیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
♻️شش پرهیز قرآنی 1⃣پرهیز از غیبت: وَ لاٰ يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتا فَكَرِهْتُمُوهُ ( سوره حجرات آیه ۱۰). از دیگران غیبت نکنید؛ آیا دوست دارید که گوشت برادر مرده خود را بخورید؟ البته از آن، کراهت دارید . 2⃣پرهیز از تمسخر: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ(سوره حجرات آیه ۱۱) 👈ای اهل ایمان! گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکند، چه بسا آن گروه دیگر بهتر از ایشان باشد . 3⃣پرهیز از وعده دروغ: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿۲﴾ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿۳) سوره صف آیات ۲و۳) 👈 ای اهل ایمان! چرا چیزی را میگوئید که به آن عمل نمیکنید؟ اینکه چیزی را بگوئید که عمل بدان نمیکنید نزد خداوند گناهی است بزرگ . 4⃣پرهیز از عیبجوئی و هرزه زبانی: وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ(سوره همزه آیه۱) 👈 واى بر هر بدگوى عیبجویى، (۱) 5⃣پرهیز از گمان در همه چیز: اِجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ اَلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ اَلظَّنِّ إِثْم(سوره حجرات آیه ۱۲) 👈 از بسیاری از گمانها دوری کنید، بعضی از گمانها گناه است . 6⃣پرهیز از زیادی کنجکاوی در امور دیگران: وَ لاٰ تَجَسَّسُوا (سوره حجرات آیه ۱۲) تجسس نکنید . @The_Holy_Quran_114
♻️چشم و نگاه از منظر قرآن مجید ♻️حالات چشم در قرآن از نظر قرآن مجید بر اساس حالاتی که بر آن عارض می شود، چشم انواع مختلفی دارد و هر نوع از آن، ویژگی ها و خصایص منحصر به خود را دارد؛ 1. چشم حسّ دایره ادراک چشم فقط در محدوده محسوسات است و کسانی که می خواهند فقط با دیدن ظاهری به حقایق پی ببرند، مبنای سخنشان اصالت حسّ و امور مادّی است و آنها از پذیرش آن چه محسوس نباشد، سر باز می زنند و هستی را همسان با مادّه می پندارند و معتقدند، آنچه مادّی نیست، موجود نبوده و پندار و خرافه ای بیش نیست. این گروه، نه قائل به مبدأ فاعلی هستند و نه مبدأ غایی(1). در فرهنگ این گونه افراد، عقل به منزله عینک چشم ظاهر است؛ یعنی عقل هرگز حقیقت جدیدی را ادراک نمی کند، بلکه تنها واسطه و وسیله ای است برای ادراک بهتر مادّی، بدون آنکه حقیقتی افزون بر آنچه از طریق حس، تحصیل شده است، کشف نماید(2). آن کس که جهان را بر اساس چشم حس می شناسد و مطابق با معیارهای حسّی ایمان می آورد، اگر ابزار شناخت و حس او عوض شود، دست از عقیده خود برمی دارد و همچون قوم بنی اسرائیل می شود؛ یعنی زمانی که عصا به صورت مار درآمد به حضرت موسی علیه السلام ایمان آوردند ولی چون گوساله سامری را مشاهده کردند، گوساله پرست شدند. آنچه آنان از مار شدن عصا و صدای گوساله دریافت می کردند، تنها یک امر حسی بود که با چشم ظاهر مشاهده می کردند(3). 2. چشم یقین یکی از باارزش ترین لذایذ معنوی، آن است که محبوبِ جامعِ کلِ کمالات، نظر لطف به انسان بیفکند و با او سخن بگوید و از آن فراتر اینکه انسان بتواند به مقام شهود ذات پاک پروردگار برسد؛ یعنی با چشم دل و یقین، او را ببیند و غرق دریای جمال او گردد(4). شهود مبدأ هستی با چشم یقین و ملکوتی صورت می گیرد. اگر کسی فراسوی خود، این راه را گشود و به اندازه هستی خویش به شهود مبدأ و معاد بار یافت، همان معرفت بلندی را که با علم الیقین حاصل شده است، به دست می آورد و در همین دنیا قادر به دیدن نشانه های نهایی مانند بهشت و جهنّم می شود و این همان شهودی است که پیامبران خدا و از جمله حضرت ابراهیم علیه السلام با آن به دیدار باطن هستی و ملکوت آسمان ها و زمین نایل شدند(5): «و کَذلِکَ نُری ابراهیمَ مَلَکوتَ السَّمواتِ و الارْضِ وَ لِیَکونَ مِنَ الموقِنینَ(6)»: «و این چنین، ملکوت آسمان ها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم؛ (تا به آن استدلال کند) و اهل یقین گردد». البته این راه منحصر به پیامبران نیست، بلکه خداوند، دیگران را هم به پیمودن آن تشویق کرده و به نظرکردن در ملکوت هستی فرامی خواند. حصول معرفت حق با چشم یقین، انسان را به سرور و شادی دایم می رساند و چون زمام و عنان خویش را به دست دوست می بیند، نگران نیست؛ همچون حضرت زینب علیهاالسلام که در پاسخ ابن زیاد که گفت: «دیدی خدا با برادرت در کربلا چه کرد؟» با دیده یقین و با کمال صلابت فرمود: «همه چیز را زیبا دیدم». حضرت زینب علیهاالسلام این سخن را در پی دیدن صحنه هایی بر زبان می راند که تاریخ، صحنه ای به تلخی و جانگدازی آنها نه دیده است و نه خواهد دید، اما او با شهود ملکوتی خود، پروردگار هستی را دیده و زمام عالم و آدم را در دست او می بیند و آثار جمیل محض را با جمال می نگرد و زیبایی شهادت را با چشم دل مشاهده می کند(7). 3. چشم سفید چشم سفید، همان چشم ظاهر است که ابتدا بیناست و سپس بر اثر غم و اندوه و فراق و گریه و زاری، بینایی آن از بین می رود که در زبان عربی به آن «عین بیضاء» می گویند. بعضی ها معتقدند که این نوع چشم، مقدار کمی بینایی دارد ولی مرحوم علامه طباطبایی (ره) در المیزان این مطلب را رد می کند(8). قرآن در ماجرای جدایی حضرت یعقوب علیه السلام و فرزندش یوسف علیه السلام می فرماید:«...وابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الحُزْنِ...(9)»: «از سوز هجران و داغ دل، چشمانش درانتظار یوسف، سفید شد». 4. چشم روشن وقتی دل انسان مالامال از غم و اندوه است و ناگهان خبر مسرّت بخشی به او داده می شود و دوران فراق و جدایی به پایان می رسد، دلش از غم و حزن خالی می شود و حالتی در چهره و چشمان او پدید می آید که چشمش شاد و روشن می گردد؛ همچون سرگذشت حضرت موسی علیه السلام که وقتی به دامان پرمهر و محبّت مادر برمی گردد، دیده مادر به جمال ملکوتی او روشن می شود و حزن و اندوهش برطرف می گردد: «فَرَدَدْناهُ الی اُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُها و لاتَحْزَن...(10)»: «ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد». @The_Holy_Quran_114
♻️چشم و نگاه از منظر قرآن مجید 5. چشم اشک بار شدت علاقه به امری گاه چنان ذوقی در انسان پدید می آورد که اگر از آن محروم شود، اشک افسوس و حسرت را سرازیر می کند. چنانکه در جنگ تبوک، هفت نفر از فقرای مسلمانان خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و تقاضا کردند تا مرکب و اسلحه، برای شرکت در جهاد در اختیار آنان گذارده شود، اما چون پیامبر صلی الله علیه و آله وسیله ای در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد. آنها با چشم های پر از اشک از محضر مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله مرخص شدند و بعدا به نام «بُکّائون» مشهور گشتند(11). قرآن مجید درباره این عده که از شرکت در جهاد، محروم گشتند، می گوید: «... و أَعْیُنُهُم تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنا أَلّا یَجِدوا مایُنْفِقونَ...(12)»: «از نزد تو خارج شدند درحالی که چشمانشان اشکبار بود و این اشک به خاطر اندوهی بود که از نداشتن وسیله برای انفاق در راه خدا، سرچشمه می گرفت». این نشان می دهد که این گروه از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله به قدری شیفته و عاشق جهاد بودند که نه تنها از معاف شدن، خوشحال نشدند، بلکه همچون کسی که بهترین عزیزانش را از دست داده است، در غم این محرومیت، اشک می ریختند. 6. چشم اعجازآمیز گاهی اراده خداوند متعال بر آن تعلّق می گیرد که چشم انسان، واقعیّت را به شکل و صورت دیگری ببیند تا امیدواری در قلب انسان جایگزین یأس و ناامیدی شود. در جنگ بدر، مسلمانان در پرتو بیانات گرم پیامبر صلی الله علیه و آله و توجه به وعده های الهی و مشاهده حوادثی از قبیل باران به موقع، برای رفع نیازهای مسلمین و سفت شدن شن های روان زیر پای آنها در میدان نبرد، روحیه تازه ای پیدا کردند و به پیروزی نهایی، امیدوار و دلگرم شدند(13) آنچنانکه به اراده خداوند، انبوه لشگر دشمن در برابر چشمان آنان کوچک شد و کم، جلوه کرد. «در آن هنگام که در میدان نبرد با دشمن روبه رو شدید، خداوند آنها را به چشم شما، کم نشان داد و شما را نیز به چشم های آنان کم می نمود تا خداوند کاری که می بایست انجام بگیرد، صورت بخشد(14)». این موضوع، اثر عمیقی در پیروزی مسلمانان داشت؛ زیرا از یک سو چشمان مؤمنان با حالت اعجازآمیز، تعداد نفرات دشمن را کم می دید تا از اقدام به جنگ، ترس به خود راه ندهند و از سوی دیگر دشمنان، نفرات مسلمانان را کم می دیدند تا از اقدام به جنگی که سرانجامش، شکست بود منصرف نشوند و به علاوه نیروی زیادتری در این راه، کسب نکنند و بر آمادگی جنگی خود به گمان اینکه ارتش اسلام کم است، نیفزایند(15). 7. چشم خاشع چشمی است که در اثر نرمش دل و تسلیم در برابر حق و حقیقت، فروهشته و در مقابل عظمت خداوند و فزع قیامت، متواضع می شود. قرآن مجید در مواردی، به ویژه در خصوص قیامت، خشوع را به چشم نسبت می دهد: «أَبْصارُها خاشِعَةٌ(16)»: «از ترس، چشمانشان به زیر افکنده می شود». خشوع، در حقیقت از حالات قلب است نه از خصوصیّات چشم. و نسبت دادن آن به چشم، به خاطر آن است که اثر ترس و خشیَت و دیگر صفات باطنی انسان بیش از هر عضو دیگر در چشمان انسان، ظاهر می شود. از این روست که انسان می تواند از راه چشم و از کیفیّت نگاه افراد، باطن آنان را دریابد و از نیّت و حالت آنان آگاهی پیدا کند. 8. چشم لذّت بین چشمی است که در بهشت، از نعمت های مادی نامحدود آن لذّت می برد: «... و فیها ماتَشْتَهِیهِ الانْفُسُ و تَلَذُّ الاَعْیُنُ و انْتُم فیها خالِدونَ(17)»: «و در آن (بهشت) هرچه نفوس را بر آن میل و رغبت باشد و چشم ها را لذّت، مهیّا باشد و شما (مؤمنان) در آن جا جاویدان و متنعّم خواهید بود». لذت نگاه در بهشت آن قدر اهمّیّت دارد که خداوند «لذت چشم» را بعد از «لذت نفس» آورده ؛ یعنی تمام لذت های نفس را یک جا گفته و لذت چشم را به صورت «ذکر خاص بعد از عام» مورد توجه قرار داده است؛ زیرا لذت بینایی، معادل لذت سایر اعضاست و یا بیشتر(18). 9. چشم زیبا زیبایی انسان، قبل از هرچیز و بیش از هر چیز در چشمان اوست. چشم زیبا در صورتی ارزنده است که درون فرد، ایمان، وقار، پاکی، صداقت و... وجود داشته باشد. لذا قرآن مجید در مورد همسران بهشتی، روی زیبایی چشمان آنها تأکید کرده است(19). در چندین آیه از قرآن مجید از همسران بهشتی به «حورالعین» تعبیر شده است و در سوره دخان می فرماید: «کَذلِکَ و زَوَّجْناهُم بِحورٍ عینٍ(20)»: «این چنین حوریان درشت چشم را همسران آنان قرار می دهیم». @The_Holy_Quran_114
♻️چشم و نگاه از منظر قرآن مجید 10. چشم گواه یکی از شاهدان عجیب در روز قیامت، «چشم» است که شهادتش به هیچ وجه، قابل انکار نیست ؛ زیرا در تمام صحنه ها حاضر بوده و لذا به فرمان الهی در قیامت به سخن می آید و بر اعمال انسان، گواهی می دهد: «حتّی اِذا ما جاءوُها شَهِدَ عَلَیْهِم سَمْعُهُم و اَبْصارُهُم و جُلُودُهُم بِما کانوا یَعْمَلونَ(21)»: «چون در روز قیامت همگی در پیش گاه خداوند حاضر شوند، چشم و گوش و پوست بدن ها بر گناهی که مرتکب شده اند گواهی می دهند». 11. چشم مسحور وقتی انسان به بدترین مرحله عناد و لجاجت برسد بر اثر گناه و جهل، باطل را حق می بیند تا آنجا که محکم ترین دلایل عقلی و روشن ترین دلایل حسی در دل او اثر نمی گذارد(22). مثلاً در تاریخ، درباره ساحران زمان حضرت موسی علیه السلام می خوانیم که برای مسحور کردن چشمان بینندگان و اغفال مردم، ریسمان ها و عصاهایی را درست کرده بودند که بر اثر وسایل حرارتی یا مواد شیمیایی مخصوصی که درون آنها قرار داده بودند، به حرکت درمی آمدند و تماشاگران، خیال می کردند آنها زنده هستند(23): «... فَاِذا حِبالُهُم و عِصِیُّهُم یُخَیَّلُ اِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِم اَنَّها تَسْعی(24)»: «ناگهان ریسمان ها و عصاهای آنها در اثر سحر به نظر می رسید که حرکت می کنند». مفسران، عبارت «یُخَیَّلُ الَیهِ» را اثبات کننده «سحر تخییلی» می دانند که ساحر، پدیده ای را در نگاه و چشم مردم، غیرواقعی، جلوه می دهد و مردم خیال می کنند حقیقت است(25). 12. چشم شور بسیاری از مردم معتقدند در بعضی از چشم ها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرد، ممکن است آن را از بین ببرد یا درهم بشکند و یا به نحوی به آن صدمه بزند و اگر انسان است او را بیمار یا دیوانه کند. در روایات اسلامی، تعبیرات مختلفی دیده می شود که وجود چنین امری را تأیید می کند. در نهج البلاغه آمده است: «العَیْنُ حقٌّ و الرُّقی حقٌّ(26)»: «چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است». این حالت، ناشی از نوعی حسد است و انسان حسود وقتی چیزی را مشاهده می کند که در نظرش بسیار شگفت آور باشد، حسدش تحریک شده و با همان نگاه، زهر خود را می ریزد(27). قرآن مجید از تلاش کافران برای چشم زدن نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله خبر می دهد (آیه «و ان یکاد»). همچنین حضرت یعقوب علیه السلام برای اینکه فرزندانش توجه مردم را به خود جلب نکنند و چشم زخمی به آنها نرسد، طبق نقل قرآن، دستور داد که هنگام ورود به مصر از یک دروازه وارد نشوند بلکه از دروازه های مختلف وارد شوند تا دشمن به آنها گزندی نرساند: «...یا بُنَیَّ لاتَدْخُلوا مِنْ بابٍ واحِدٍ...(28)»: «فرزندانم، از یک دروازه، وارد نشوید». 13. چشم کور افراد منافق و بی ایمان نه از خود نوری دارند که راه خدا را بپیمایند و نه از نور خدایی، بهره مند هستند. آنها در تیرگی ها به سر می برند و اگر هم نوری برای روشن کردن راه خود فراهم کنند، خداوند آن را فورا خاموش می کند و آنها همواره متحیّر و سرگردان در تیرگی ها رها هستند: «...و تَرَکَهُم فی ظُلُماتٍ لایُبْصِرونَ(29)». این گونه افراد هم از نوری که راه را فرا رویشان روشن می کند محروم هستند و هم از دیده بینا. 14. چشم حقارت این نوع چشم، مخصوص افراد لجوج و مستکبر است که همه چیز را در مال و ثروت می بینند و به افراد صالح و مؤمن و مستضعف در جامعه با دیده حقارت نگاه می کنند و عامه مردم را جزو اراذل و اوباش می پندارند: «...و لااَقولُ لِلَّذینَ تَزْدَری اَعْیُنُکُم لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّهُ خَیْرا...(30)»: «من هرگز درباره این افراد که در چشم شما حقیرند نمی گویم که خداوند هیچ خیر و پاداش نیکی به آنها نخواهد داد». صاحبان این نوع چشم که معتقدند افراد صالح، لایق هیچ گونه پاداش و مزدی نیستند، در پیش خداوند و وجدان، در صف ستمگران خواهند بود. @The_Holy_Quran_114
♻️چشم و نگاه از منظر قرآن مجید 15. چشم خیانت کار قرآن مجید برخی از چشم ها را خیانت کار معرفی می کند و آگاهی از آنها را در انحصار علم خدا می داند و می فرماید: «یَعْلَمُ خائِنَة الاعْیُنِ و ما تُخْفِی الصُّدورُ(31)»: «خداوند به خیانت چشم ها و اندیشه های نهانی دلهای مردم، آگاه است». اگرچه هر عضوی از بدن انسان را خیانتی است چه در عیان و چه در نهان، ولی جز چشم؛ هیچ یک از اعضا به عنوان عضو خائن معرفی نشده است؛ زیرا اولاً نگاه چشم سرّی تر، نفوذش سریع تر و فرجامش از سایر اعضا خطرناک تر است؛ ثانیا چشم در خیانت خود نیاز به مباشرت ندارد و از راه دور هم می تواند از دیدن صحنه ای لذت ببرد؛ ثالثا چشم، منشأ خیانت سایر اعضا یا دست کم یاری بخش آنهاست، ولی سایر اعضا چنین نیستند. 16. چشم ناتوان چشمی است که در پی جستجوی خلل و نقصان در نظام عالم بزرگ است. وی می خواهد با پیداکردن نقص و کاستی، مجموعه جهان هستی را زیر سؤال ببرد، اما از دیدن نقص در عالم هستی درمانده می شود و ناکام می ماند: «ثُمَّ ارْجِعِ البَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ البَصَرُ خاسِئا و هُوَ حَسیرٌ»: (ملک، آیه 4). «بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن، سرانجام، چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان، ناکام مانده) به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان است». 17. چشم خیره و بی حرکت حالتی است که در محشر به کافران و گناه کاران دست می دهد. مجازات های آن روز آن قدر وحشتناک است که این ستمگران از شدت ترس، گردن های خود را برافراشته و به سوی آسمان بلند کرده و حتی پلک هایشان بی حرکت می ماند و گویی چشمانشان می خواهد از حدقه بیرون بیاید و آنچنان وحشتی سراسر وجودشان را فرامی گیرد که چشمانشان از حرکت می ایستد و خیره خیره به آن صحنه نگاه می کنند: «...انّما یُؤَخِّرُهُم لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیِهِ الابْصارُ* مُهْطِعینَ مُقْنِعی رُؤُسِهِم لایَرْتَدُّ اِلَیْهِم طَرْفُهُم...». (ابراهیم، آیات 43 و 42). «خداوند کیفر آنان (ظالمان) را به تأخیر می اندازد تا آن روزی که چشم ها خیره و حیران می شود. در آن روز سخت، ستمکاران، هراسان سر به طرف بالا می برند و چشم ها بی حرکت و دل هایشان مضطرب خواهد بود». @The_Holy_Quran_114
پی نوشت: 1. شناخت شناسی در قرآن، آیت اللّه جوادی آملی، ص 152. 2. همان، ص 159. 3. همان، ص 165. 4. تفسیر موضوعی پیام قرآن، آیت الله مکارم، ج 6، ص 296. 5. تفسیر موضوعی قرآن، صورت و سیرت انسان، آیت الله جوادی آملی، ج 14، ص 64. 6. انعام، آیه 75. 7. مأخذ قبل، ص 71. 8. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج 2 و 1، ص 252. 9. یوسف، آیه 84. 10. قصص، آیه 13. 11. تفسیر نمونه، ج 8، ص 80. 12. توبه، آیه 92. 13. مأخذ قبل،ج 7، ص 190. 14. انفال، آیه 44. 15. تفسیر نمونه، ج 7، ص 191. 16. نازعات، آیه 9. 17. زخرف، 71. 18. تفسیر موضوعی پیام قرآن، ج 6، ص 273. 19. همان، ص 261. 20. دخان، آیه 54. 21. فصّلت، آیه 20. 22. تفسیر نمونه، ج 11، ص 38. 23. همان، ج 1، ص 268. 24. طه، آیه 66. 25. قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج 2، ص 1194. 26.نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 400، ترجمه محمد دشتی 27. تفسیر مجمع البیان، طبرسی، ج 10، ص 569. 28. یوسف، آیه 67. 29. بقره، آیه 17. 30. هود، آیه 31. 31. مؤمن (غافر)، آیه 19. ♦️پایگاه اینترنتی تبیان @The_Holy_Quran_114
🔶 برخی از آیات نصرت الهی: ❇️ ان معی ربی سیهدین 🔻یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد! ❇️ لا تحزن انّ الله معنا 🔻غم مخور، خدا با ماست! ❇️ و ینصرک الله نصرا عزیزا 🔻و خدا تو را به نصرتی توانمندانه و شکست ناپذیر یاری دهد. ❇️ ان تنصروا الله ینصرکم 🔻اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می کند. ❇️ وانّ الله علی نصرهم لقدیر 🔻و خدا بر یاری آنها تواناست. ❇️ ولینصرنّ الله من ینصره انّ الله لقوی عزیز 🔻و خداوند کسانی را که یاری او کنند یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است. ❇️ انّ الله یدافع عن الذین آمنوا 🔻 خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند؛ ❇️ والذین جاهدوا فینا لهندینهم سبلنا و انّ الله لمع المحسنین 🔻 و آنها که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است. ❇️ ان ینصرکم الله فلا غالب لکم 🔻اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! ❇️ واعلموا انّ الله مع المتقین 🔻و بدانید خدا با پرهیزکاران است! ❇️ لا تخف و لا تحزن انا منجّوک 🔻مترس و غمگین مباش، قطعاً ما نجات دهنده تو هستیم. @The_Holy_Quran_114
⁉️اهل خیر، چه کسانی هستند؟ 1.کم رو و با شرم و حیا لذا خداوند در این حدیث شریف خصوصیّات اهل خیر را بیان می‌فرمایند که به این شرح است: «رَقِیقَةٌوُجُوهُهُمْ کَثِیرٌحَیَاۆُهُمْ» این‌هاکم‌رو هستند و حیا و شرمشان، زیاد است. ما یک «رقیقةالقلب» و یک «رقیقةالوجه» داریم، آن‌ها که قلب و صورتشان، نرم است و کم‌رو هستند؛ انسان‌هایی هستند که وقتی در محضرشان می‌نشینیم، آرامش را حس می‌کنیم، اولیا الهی یک تعبیری را راجع به «رقیقةالوجه» بیان می‌کنند، می‌گویند: چنین فردی، کسی است که وقتی انسان در محضرش می‌نشیند، می‌فهمد که در امنیّت است. خدا نکند کسی وجودش شرّ باشد، دیگر نه تنها باشرم و حیا نیست، بلکه مایه آرامش انسان‌ها هم نیست، امّا «رقیقةالوجه»، عامل آرامش است و چون اهل حیا است، معلوم است هم نسبت به خودشان و هم دیگران، بی‌حیایی و پرده‌دری نمی‌کند. یک روایت داریم که بیان می‌فرمایند: از بی‌حیا دوری کن؛ چون معلوم است آن کس که بی‌حیا و پرده‌ در است، آبروی تو را هم خواهد برد، یعنی آن کس که به خودش رحم نمی‌کند، معلوم است به من و تو هم رحم نمی‌کند و آبروی ما را هم از بین می‌برد، پس اهل خیر کسانی هستند که حیایشان زیاد است. 2.حماقت کم در ادامه خصایص اهل خیر می‌فرماید: «قَلِیلٌ حُمْقُهُمْ»، نادانی‌شان خیلی کم است؛ یعنی کارهای احمقانه از آن‌ها دیده نمی‌شود معلوم است کسی که پرده‌دری نکند و حیا را حفظ کند، این‌گونه هم خواهد شد؛ چون خود روایات بیان می‌کنند: کسی که اهل حیا بود، نشانه عقل اوست. لذا افراد احمق در بین این‌ها کم است. 3. نفع رسانی زیاد «کَثِیرٌنَفْعُهُمْ»، نفع‌رسانی‌شان به مردم زیاد است، اهل خیر دایم برای مردم می‌خواهند و فکر خودشان نیستند، لذا بیشترین نفعشان برای مردم و کمترینش برای خودشان است. به قول مرحوم ابوی که می‌فرمودند: بعضی به سجده می‌روند و به جای اینکه بگویند: «سُبحانَ رَبِّیَ الاَعلَی وَبِحَمدِه»، دایم به فکر خود هستند و می‌گویند: سُبحانَ رَبِّیَ الاَعلَی و به من ده.! 4. مکر اندک الله اکبر! ذوالجلال و الاکرام چقدر زیبا خصایص اهل خیر را دارد تشریح می‌کند، در ادامه می‌فرماید: «قَلِیلٌ مَکْرُهُمْ» مکر آن‌ها کم است، اولیا خدا از جمله ملّا محسن فیض کاشانی می‌فرمایند: همین اندک مکری هم که دارند، برای دشمن است، نه برای خودشان که آن هم بر اساس آیه شریفه «وَمَکَرُوا وَ مَکَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْماکِرین‏» است. 5. راحتی مردم و سختی خود! می‌خواهیم بدانیم اهل خیر هستیم یا خیر؟ پروردگار عالم در معراج دارد به حبیبش، به خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص) این‌گونه بیان می‌فرماید: «النَّاسُ مِنْهُمْ فِیرَاحَةٍ» مردم از دست اهل خیر، آسوده و راحت‌اند؛ یعنی مردم از دست این‌ها در امانند و دغدغه ندارند که به آن‌هاشری برسانند. تمام این‌ها به این علّت است که اهل خیر، انسان‌های آرام الهی هستند، فلذا مردم از دست این‌هاراحتند، «أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِیتَعَبٍ» امّا نفس خودشان در تعب و سختی است. اولیا خدا در دنیا آرامش ندارند، آرامش متعلّق به آخرت است، به قول آن شهید بزرگوار و عظیم‌الشّأن، آن عارف بالله، شهید چمران که به جسم خودش خطاب کرد: با من راه بیا، چند صباح دیگری راحت خواهی شد و ... . لذا این‌ها دایم این جسم و این نفس را در تعب و سختی می‌اندازند و اصلاً اهل آرامش نیستند، بلکه خودشان را در رنج و تعب و گرفتاری قرار می‌دهند. 6. سخن سنجیده «کَلَامُهُمْ مَوْزُونٌ» کلام و سخن این‌ها، سنجیده است. با آرامش صحبت می‌کنند و حرف‌های بیجا نمی‌زنند. مردم را دعوت به خدا می‌کنند و نعوذبالله و نستجیربالله مثل بعضی که شرّ هستند، مردم را به شرّ، نفس و شهوت دعوت نمی‌کنند، بلکه به خیر و خوبی و خدا دعوت می‌کنند. 7. محاسبه و سرزنش کننده نفس «مُحَاسِبِینَ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَعَیِّبِینَ لَهَا» از نفس‌های خودشان مدام حساب می‌کشند و هیچ موقع هم راضی نیستند و تازه نفسشان را سرزنش هم می‌کنند. علّامه محمّد حسین حسینی طهرانی به نقل از آسیّد هاشم حدّاد می‌فرمودند: آیت‌الله قاضی را ندیدیم که یک بار بگویند: بس است، مدام می‌گفتند: کم کار کردم! 8. چشم خواب، قلب بیدار! لذا اهل خیر نه تنها از دست خود راضی نیستند، بلکه ناراحتند و این نفس را به تعب می‌اندازند، «تَنَامُ أَعْیُنُهُمْ وَلَاتَنَامُ قُلُوبُهُمْ» حتّی اگر چشمشان هم ساعاتی باید بخوابد، دو، سه ساعت بیشتر نمی‌خوابند، تازه اولیا خدا در این ساعات هم شاید چشمشان بسته شود، امّا قلبشان برای همیشه بیدار است، قلوب اهل خیر لحظه‌ای به خواب و غفلت نمی‌رود، اگر بخوابد یعنی غافل شده، لذا تا آن لحظات آخر که نفس می‌کشند، بیدار هستند. 👇 @The_Holy_Quran_114
⁉️اهل خیر، چه کسانی هستند؟ 9. چشمان گریان و قلوب ذاکر «أَعْیُنُهُمْ بَاکِیَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ ذَاکِرَةٌ» اهل خیر که مردم از آن‌ها راحتند، چشم‌هایشان گریان است و دایم الذکرند، نه به لسان، بلکه به قلب؛ یعنی دایم وجودشان یاد خداست و دایم قلبشان یاد آقاجان، امام زمان(عج) است. لحظه‌ای نیست که از یاد خدا غافل باشند. آنقدر این‌ها یاد خدا در وجودشان است که نگاه به آن‌ها عبادت محسوب می‌شود. 10. ذاکر بودن در زمان غفلت مردم «إِذَا کُتِبَ النَّاسُ مِنَ الْغَافِلِینَ کُتِبُوا مِنَ الذَّاکِرِینَ»، آن موقعی که نوشته می‌شود که مردم در غفلت به سر می‌برند، نوشته می‌شود که این‌ها یاد خدا هستند. آن مرد الهی و عظیم‌الشّأن، آیت‌الله العظمی ادیب تعبیری را راجع به سلطان العارفین بیان می‌فرمودند، می‌فرمودند: این مرد الهی وقتی در خواب بودند، ملائکه‌ الله که می‌آمدند، می‌دیدند ایشان به یاد خدا است. 11. دوری از شکم پروری لذا دایم به فکر خدا هستند و ولو به لحظه‌ای جز خدا نمی‌خواهند. «وَ لَایُرِیدُ و نَکَثْرَةَ الطَّعَامِ» دنبال شکم‌پروری نیستند، حتّی آن چه به ظاهر می‌خورند و پروردگار عالم بیان فرموده: «کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُم‏» ، از برای این است: «قَوِّ عَلَى‏ خِدْمَتِکَ‏ جَوَارِحِی» .‏ آن مرد الهی و عظیم‌الشّأن آیت‌الله بهجت، آن بهجت القلوب، یک تعبیری را راجع به آیت‌الله ملّاحسینقلی همدانی بیان می‌کردند، ایشان می‌فرمودند: آن عارف بالله، ملّاحسینقلی همدانی می‌فرمودند: خدایا! اگر بناست لقمه‌ای را بخورم - توجّه! لقمه‌، نه طعام - که در آن لقمه، یاد تو از دل من کمرنگ شود - نه اینکه از بین برود - ، آن لقمه را تو خود بر من حرام کن، لذا می‌فرمودند: به جایی رسیده بود که ایشان به اندازه خیلی کم غذا می‌خوردند. 12. مردم در نظرشان مرده‌اند! «النَّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتَى» یعنی چه؟! مگر مردم را بد می‌دانند؟ خیر! یعنی اگر به مردم خدمت هم می‌کنند، برای خدا کار می‌کنند، نه برای مردم. چون خدا فرموده: به خلق خدمت کنید، آن‌ها خدمت می‌کنند، «النّاسُ عَیال اللّه» 13. شاکر نعم و صاحب دعای مستجاب فِیأَوَّلِ النِّعْمَةِ یَحْمَدُ ونَوَفِی آخِرِهَا یَشْکُرُونَ» این‌ها در این نعمتی که خدا به آن‌ها می‌دهد، همیشه شاکر هستند. «دُعَاۆُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ مَرْفُوعٌ» و برای همین است که می‌گویند: بروید پیش این اولیا و اهل خیر تا برایتان دعا کنند؛ چون این دعا نزد پروردگار عالم بالاست. 14. صاحبان کلام شنیده شده و سبب شادی ملائکه وَکَلَامُهُمْ مَسْمُوعٌ» خدا کلام این‌ها را می‌شنود، اصلاً خدا دوست دارد که این‌ها مدام حرف بزنند، اصلاً دل شب که خلوت است، انس اهل خیر با خداست و خدا به ملائکه‌اش می‌گوید: ملائکه این‌ها را ببینید و ملائکه تا این‌ها را می‌بینند، شاد می‌شوند «تَفْرَحُ‏ بِهِمُ الْمَلَائِکَةُ» عرض کردم علّامه آسید محمد حسین حسینی طهرانی فرمودند: آسیّد هاشم حداد، آن عارف بالله بیان کردند: آیت‌الله قاضی در دل شب نماز می‌خواندند، در آن شب‌هایی که گعده‌هایی دور هم داشتیم، دیدم آقا با دست مدام در نماز اشاره می‌کنند، البته در گوشه‌ای، در تاریکی بودند و به آرامی هم این کار را می‌کردند تا کسی متوجّه نشود امّا من دیدم دست آقا مدام تکان می‌خورد. تعجّب کردم یعنی چه؟! نماز طمأنینه دارد، آرامش دارد، چرا این کار را می‌کردند؟! بعد از نماز و مطالب گفتم: آقا! نماز طمأنینه ندارد؟! فرمودند: بله، گفتم آخر من دیدم شما در نماز، مدام دستتان را تکان می‌دادید! فرمودند: چیزی نبود، گفتم: نه آقا، باید بگویید. به ایشان اصرار کردم. آقا فرمودند: می‌گویم، به شرط اینکه تا زنده‌ام برای کسی نگویی، فرمودند: همین که الله اکبر گفتم، دیدم ملائکه جلوی من ایستاده‌اند و به جای اینکه رو به قبله باشند، به سمت من الله اکبر می‌گویند، رکوع رفتم، دیدم رو به من رکوع می‌کنند، سجده رفتم دیدم به من سجده می‌کنند، «وَ إِذْقُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا»، دیدم نمی‌شود و از آن حال نماز بیرون می‌آیم، به این‌ها اشاره کردم بروید، بروید... «النَّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتَىوَاللَّهُ عِنْدَهُمْ حَیٌّ قَیُّوم» مردم در نظر آن‌ها مرده و پروردگارعالم همیشه در دل آن‌ها زنده است. منابع: 📓 1- پایگاه خبری فرهنگی انقلاب اسلامی 2- سایت azha.ir @The_Holy_Quran_114
♻️شش پرهیز قرآنی 1⃣پرهیز از غیبت: وَ لاٰ يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيتا فَكَرِهْتُمُوهُ ( سوره حجرات آیه ۱۰). از دیگران غیبت نکنید؛ آیا دوست دارید که گوشت برادر مرده خود را بخورید؟ البته از آن، کراهت دارید . 2⃣پرهیز از تمسخر: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ(سوره حجرات آیه ۱۱) 👈ای اهل ایمان! گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکند، چه بسا آن گروه دیگر بهتر از ایشان باشد . 3⃣پرهیز از وعده دروغ: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿۲﴾ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ﴿۳) سوره صف آیات ۲و۳) 👈 ای اهل ایمان! چرا چیزی را میگوئید که به آن عمل نمیکنید؟ اینکه چیزی را بگوئید که عمل بدان نمیکنید نزد خداوند گناهی است بزرگ . 4⃣پرهیز از عیبجوئی و هرزه زبانی: وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ(سوره همزه آیه۱) 👈 واى بر هر بدگوى عیبجویى، (۱) 5⃣پرهیز از گمان در همه چیز: اِجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ اَلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ اَلظَّنِّ إِثْم(سوره حجرات آیه ۱۲) 👈 از بسیاری از گمانها دوری کنید، که بعضی از گمانها گناه است . 6⃣پرهیز از زیادی کنجکاوی در امور دیگران: وَ لاٰ تَجَسَّسُوا (سوره حجرات آیه ۱۲) تجسس نکنید . @The_Holy_Quran_114
🍃امتحان از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هرگاه خداوند متعال بر آن شود تا بنده ای را گرامی دارد و آن بنده گناهی کرده باشد او را به بیماری مبتلا گرداند، اگر چنین نکرد، به فقر و نیازمندی دچارش سازد و اگر این را هم نکرد، هنگام جان کندن بر او سخت گیرد. اما چون بخواهد بنده ای را خوار و بی مقدار سازد و او کار نیکی نزد خدا داشته باشد، تن سالم به او دهد، اگر چنین نکرد، زندگیش را فراخ و مرفه گرداند و اگر این را هم نکرد، مرگ را بر او آسان سازد. خامساً: آزمایش الهی نمادی از محبت خدا به بنده است؛ چرا که پختن انسان در سختی ها میسر است، نه در راحتی ها. لذا اگر مۆمن خدا را به شدیدترین وجه دوست دارد:(وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه)(بقره/165) خداوند بیشتر از بنده، او را دوست دارد، چرا که خالق محبت است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند هرگاه بنده ای را دوست بدارد، او را در بلا فرو می برد. ای سدید! ما و شما شیعیان روز و شب ها را با بلا سپری می کنیم. باز امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هرگاه خداوند قومی یا بنده ای را دوست داشته باشد، باران بلا را بر سر او می باراند، پس از اندوهی بیرون نیاید جز آن که در اندوهی دیگر فرو رود. با توجه به مستندات ذکر شده، رحمت الهی با ابتلاء رابطه تنگاتنگ دارد. این که خداوند بخواهد اجر و مزدی بی حساب بدهد، با وصف حکیم بودن و عادل بودن خداوند سازگار نیست. علاوه بر آنکه این اصل قرآنی و عقیدتی است که مزد در قبال عمل است؛(وَأَنْ لَیْسَ لِلإنْسَانِ إِلا مَا سَعَى)(نجم/39) به خصوص آن که آزمایش الهی نمادی از رحمت و محبت خداوند نسبت به بندگان است، پس نمی شود گفت اگر خداوند رحیم است پس آزمایش چرا؟ این نوع سۆالات حاکی از نداشتن بینش صحیح از معارف قرآنی و بی توجهی به جنبه های بلا و آزمایش می باشد. 🍃آثار توفیق در امتحان 1-آمرزش (هاشمی رفسنجانی، اكبر؛تفسیر راهنما) «شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید به یقین پروردگار تو سریع العقاب و آمرزنده مهربان است. (كیفر كسانى را كه از بوته امتحان نادرست درآیند، زود مى‏دهد و نسبت به حق پویان مهربان است.) (سوره انعام، آیه 165)» 2- درود خداوند 3- رحمت وهدایت یافتگی (ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج2، ص128) «قطعاً همه شما را با چیزى... آزمایش مى‏كنیم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! *...اینها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت‏یافتگان!» (سوره بقره، آیات 155-157) 4- خوش نامی (تفسیر نمونه، ج19، ص117) @The_Holy_Quran_114
♻️چهار اثر توفیق در امتحان الهی 🍃آزمایش الهی نمادی از رحمت و محبت: آزمایش و امتحان بیش ازهر چیز نشانه ای از لطف و رحمت الهی نسبت به بندگان است و موجب بروز و ظهور اسرار درون و عامل مهمی برای سازندگی خویشتن است و به تعبیر کلام الهی، سبب تمحیص و پاکسازی انسان از آلودگی به شرک و نفاق و شک و تردید است و می تواند رضایت الهی را به ارمغان آورد. ✍در ادامه مقالات با موضوع ابتلا در این نوشتار مباحث «رابطه رحمت الهی با آزمایش» و «آثار توفیق در امتحان» را مورد بررسی قرار میدهیم:👇 🍃رابطه رحمت الهی با آزمایش از آنجایی که رحمت خداوند وسیع و گسترده است و فرمود:(وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْء)(اعراف/156) و هم چنین فرمود:(كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَة)(انعام/12) پس چرا خداوند بشر را برای رسیدن به پاداش آزمایش می نماید؟ مگر نمی شد خداوند بدون آزمایش نمودن آدمی را ثواب و پاداش بدهد؟ این سۆال غالباً در ذهن توده مردم وقتی به آیات رحمت الهی نگاه می کنند به وجود می آید. برای روشن شدن پاسخ آن باید گفت که اگر خداوند رحمان و رحیم است و رحمت او گسترده و بی نهایت است، همان طور قدیر و جبّار و سخت كیفر هم می باشد. اوصاف خداوند هم هماهنگ و مرتبط می باشند، چرا که خداوند حکیم است و حکیم کارش با هدف می باشد. فرمود:(لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیم)(آل عمران/ 6) ثانیاً: زمینه رسیدن به پاداش، عمل است. شخص حکیم براساس عمل، اجر و پاداش می دهد و این یکی از اصول قرآنی است که شرط رسیدن به پاداش، ایمان و عمل صالح است. فرمود:(مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُۆْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا یَعْمَلُون)(نحل/97) (وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی)(نساء/57) (وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُون)(بقره/82) «و آن ها که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند، اهل بهشتند و همیشه در آن خواهند ماند.» با توجه به آیات فوق و آیات دیگر شرط رسیدن به پاداش و بهشت، ایمان و عمل صالح است. ثالثاً: اگر خداوند بدون آزمایش و امتحان به همه پاداش بدهد، با صفت عدالت خداوند ناسازگاری دارد. آن که یک عمر تخطی و تخلف نموده است و کسی که امر خدا را مطیع است، هر دو یکسان باشند!؟ علاوه بر آن که عقل آن را نمی پذیرد و می گوید این کار مخالف با حکیم بودن خداوند می باشد. از نظر آیات کریمه هم این عمل خلاف می باشد؛ چه آن که از اصول مسلم آیات کریمه این است که فاسق و عادل، متقین و کفار با هم برابر نیستند. فرمود:(أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الأرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّار)(ص/28) «آیا کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند هم چون مفسدان در زمین قرار می دهیم، یا پرهیزكاران را همچون فاجران؟!» و یا فرمود:(أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ كَالْمُجْرِمِین)(قلم/35) حکمت و عدل خداوند ایجاب می کند نیکان و بدان و عادلان و ظالمان یکسان نباشند. رابعاً: با توجه به روایات معصومین علیهم السلام این نکته روشن می شود که آزمایش الهی از طرف خداوند بر بندگان خودش رحمت است و تفضلی از خدا به بنده است. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: «سپاس و ستایش خدایی را که رنج و گرفتاری پیروان ما را مایه زدوده شدن گناهان آنان در دنیا قرار داده تا در این رنج ها و بلا ها طاعاتشان سالم ماند و سزاوار پاداش آن شوند.» @The_Holy_Quran_114