eitaa logo
نعمت‌الهی/زنگارღ
854 دنبال‌کننده
233 عکس
121 ویدیو
0 فایل
بسم رب النور آغوشت نه درد داشت،نه سقف داشت ونه حتی دیوار اما میان گره دستانت،تمام دنیا برایم بی‌خطر میشد پناهم(:🫀 رمان گاندویی زنگار...(: آیدی نویسنده @fatemeh_315_133 کپی‌از‌رمان؟نه‌گلم
مشاهده در ایتا
دانلود
خب دیگه من دارم میرم تشییع الحمدلله🥺 به یاد هرکی که جامونده هستم... فقط حلالم کنید🌻
الان تو وضعیتی‌ام که بگی تو میزنم زیر گریه🥺 به آنی بندم قشنگ خیلی اعصااااابم خورد شد اصن
فکر کنید ما با ماشین خودمون رفتیم بعد یه جایی رو پیاده رفتیم تا برسیم به مسیر... از فرعی دکتر حبیب الله اومدیم و شروع کردیم کردیم پیاده روی ما میدونستیم پیکر رو نمیتونیم ببینیم فقط گفتیم بریم انقلاب‌.. نزدیکش یهو گفتن مردم برگردید که پیکر آقا اومده آزادی‌... آقا ما کل راه اومده رو برگشتیم اون وسط هم شلوغ ما گیر کردیم... من کفشم خوب نبود خیلی اذیتم کرد از طرفی وقتی توی ایستگاه استاد معین مداح گفت ۱۰۰ متر جلوتر پیکر آقاست من گفتم بریم پیاده رو یه جا بلندی پیدا کنیم چون پرچم ها نمیزاره ما پیکر بینیم...
نعمت‌الهی/زنگارღ
فکر کنید ما با ماشین خودمون رفتیم بعد یه جایی رو پیاده رفتیم تا برسیم به مسیر... از فرعی دکتر حبیب ا
همراهام نشستن تو خاک باغچه‌ِ بعد من هی دراز میشدم که ببینم ماشین کی میرسه..حتی صدای مهدی رسولی هم یه لحظه اومد آقا مایه ساعت بیشتر نشستیم هی نگاه میکردم میدیدم نرسیده... بعد بابام زنگ زد گفت دیگه برگردید من تو ماشینم...بدبختی نگو آقا از همونجا که مداح گفت تو ۱۰۰ متری‌مونه برگشت سمت آزادی و ما ندیدیم انقدر حالم گرفته شد که چرا راه ادامه ندادیم و من خاک تو سر گفتم بریم پیاده رو نتونستیم آقا رو ببینیم... الان بابام که با ماشین آق حرکت کرده بود با رفیقش دار تعریف میکنه من آتیش میگیرم... فقط من یه حاله کمی از ماشین‌ حمل پیکر دیدم چون پرچم ها نمیذاشت... واقعا خیلی حرص داره یه ساعت با امید نشسته بودم هی گردن کج میکردم تا برسه بعد نگو برگشته بود واقعا دلم گریه میخواد😭💔
نعمت‌الهی/زنگارღ
همراهام نشستن تو خاک باغچه‌ِ بعد من هی دراز میشدم که ببینم ماشین کی میرسه..حتی صدای مهدی رسولی هم یه
حالا میدونید الان چی شنیدم و سوختم؟؟؟ آقا رو آورده بودن همون هیئتی که همیشه میرم یعنی مهدیه امام حسن مجتبی...بعد اونجا داخل ماشین گذاشتن‌شون اورد‌ن بیرون... آخ اگه اونجا صبر میکردیم میتونستیم ببینیم🥺 اصلا از دیشب قرار بود جلوی اون هیئت فقط وایسیم😭 ای خدا دارم آتیش میگیرم یعنی
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه پرت کردن بطری آب به سمت عکس سگ‌زرد توسط مردم😂👍(بطری ها به سر مردم نمی‌خورد چون زیر تابلو خالی بود)
امروز حال و هوای همه امون اینه؛ من به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود...
نفس کشیدن در تهران سخت شده است. خامنه ای بزرگ برای همیشه از تهران رفت. ✍🏻علیرضا زادبر @amirasadih
همایون میتونه هومن باشه که برای رد گم کنی یه اسم خیالی ساخته •••♥︎••• نه
https://eitaa.com/Game_character لینک کانال شخصیت بازی رمان نعمت الهی 🌻