eitaa logo
تـینـٰار.
479 دنبال‌کننده
170 عکس
34 ویدیو
0 فایل
'جایي دور از انسان‌ها، بر سرِ دوراهي، حواليِ آشفتگي‌ها و دردها در انتظارِ چیستم؟.' ↲تـینـٰار؟ تنهايي، تنها و یا تنِ یار! ↲من؟ پاسخگويِ شما در آشفتگی و پريشاني • متن‌ها، چکیده‌ای از قلمِ وارش‌اند، کپی؟‌هرگز..
مشاهده در ایتا
دانلود
__
امروز که به عادتِ دیرینه نیز، غرق در افکارم بودم، این موضوع به ذهنم خطور کرد که شاید دریا هم معشـ‌وقه‌ای را از دست داده و با کوچکترین تلنگری به یاد او می‌افتد و خروشان می‌شود، موج‌ها را یکی پس از دیگری و بی‌تأمل و با عجله بر سر یکدیگر می‌کوبد تا بلکه ذره‌ای از عطش درونش کاسته شود. شاید باد معشوقه‌اش را ربوده ک اینگونه با احساسِ حضورِ او در حوآلیِ خود، خشمگین و خروشان می‌شود و به تنِ ساحل می‌کوبد موج‌های ریز و درشتش را.. شاید اینگونه اعتراض خود را دربرابر حضور باد بیان می‌کند و شآید با یاد و خاطره‌ی کسی ک نیست؛ خود را به تن و بدنِ زخمی ساحل میکوبد؛ دریغ از اینکه ساحل برای کنار دریا بودن، جان و تنِ خود را، زیر پای مردم فرش کرده تا تنها اندکی، در کنار دریا باشد!. ولیکن دریا خود عاشق است و نابینا..فرد عاشق جز معشـ‌وقِ خویش، چه کسی را می‌بیند و در خیالش غوطه‌ور خواهد شد؟! تقلا می‌کند بلکه محبوبش را باز ببیند، ولیک؛ دریغا که محبوب، پیش از دریا جان داده‌ست..
`تـینـٰار|Tinar`Erfan Tahmasbi - Khial.mp3
زمان: حجم: 8.5M
فکر و خیآلم این‌روزا، باهاته! _با احتیاط و در خلوتِ خویش گوش دهید!
__
بیا و کنارم بنشین؛ قهوه‌ای در کنار هم بنوشیم. از ریز و درشت این دوسال که نبودی بگوییم و گاه بخندیم و گاه بغض کنیم؛ ولیک اینبار باهم..! همان خاطرات را باز هم زندگی کنیم اما اکنون باهم.. اینبار سخن از رفتن نباشد؛ از نبودن؛ از نیستی؛ اینبار تو، فقط باشی و باشی؛ آن‌قدر که تمام نبودن‌هایت به فراموشی سپرده شوند و از دلهامان بشویَد غبار درد و دلتنگی را.. آن‌قدر که از بودنت مطمئن شوم و باز هم دل بسپارم به نوای بودنت؛ به عطر تنت؛ به حس وجودت؛ به نغمه‌یِ خوشِ صدایت! تو قهوه‌بنوشی و من غرق شوم در صورت تار شده‌ات پشت بخارِ غلیظِ قهوه و باز هم چشم از تو بر ندارم.. من قهوه بنوشم، تو حرف بزنی و من مست صدای گیرایت شوم.. قهوه بنوشیم و به‌هم بنگریم و در چشمان سیاه و مخمورت محو شوم.. اقرار‌های "دوستت دارم" تورا با گوش دل بشنوم و در دفترچه خاطرات قلبم ثبت کنم. دوستت دارم را با زبان دل به گوشت برسانم و فقط من باشم و تو.. من و تو:)))
رادیـو تـینـٰار ۲۰۲۴۰۴۲۸_۱۴۲۶۳۴.mp3
زمان: حجم: 2.6M
" گلِ نـٰازم بخواب امشب.. " | به نوايِ وارش | ‹ رادیو تـینـٰار! ›
__
جدیدا اینجوری شدم که مغز و قلبم می‌گن جایِ من تو خونه نیست! تو مدرسه نیست، تو خیابون نیست! تو اتاقم نیست، تو جمعِ دوستام نیست! جدیدا جایِ من بینِ خونواده و حتی غریبه‌ها هم نیست! نمی‌دونم جایِ من کجاست، نمی‌دونم کجا کم می‌کنه این خستگیِ مفرط رو، نمی‌دونم کِی قراره کسی دستمو بگیره و از جا بلندم کنه؛ اصلا.. اصلا نمی‌دونم کسی هست که دستمو بگیره؟! این‌روزا هرچی هست و نیست، آشفتگیِ، کلافگیِ، خستگیِ. این‌روزا دلم فرار رو بر قرار ترجیح می‌ده و از همه‌یِ این آدما، فراریه(: دلش می‌خواد جایی باشه که عمیقا احساس کنه که اینجا؟ درست همونجاییه که باید باشه! نه جایی که مجبوره باشه! ولیک به قولِ شاعر "قایقِ کوچکِ تنهاییِ من، صبر کن! حادثه‌ها می‌گذرند.."