-
خانوادم و افرادی که حتی نمیدونستن
دارم سعی میکنم خودمو زنده نگه دارم،
منو تنبل خطاب کردن.
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی
چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو
بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی
نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی
در آرزوی رویت ای آرزوی جانم
دل نوحه کنان تا چند، جان نعرهزنان تا کی
بشکن به سر زلفت این بند گران از دل
بر پای دل مسکین این بند گران تا کی
دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند
خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی
ای پیر مناجاتی در میکده رو بنشین
درباز دو عالم را این سود و زیان تا کی
اندر حرم معنی از کس نخرند دعوی
پس خرقه بر آتش نه زین مدعیان تا کی
گر طالب دلداری از کون و مکان بگذر
هست او ز مکان برتر از کون و مکان تا کی
گر عاشق دلداری ور سوخته یاری
بی نام و نشان میرو زین نام و نشان تا کی
گفتی به امید تو بارت بکشم از جان
پس بارکش ار مردی این بانگ و فغان تا کی
عطار همی بیند کز بار غم عشقش
عمر ابدی یابد عمر گذران تا کی
فروغ چه زیبا گفت:
آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد؟¿
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد:)
یادتونه انگشت کوچیک هم رو
میگرفتیم و
سه بار میگفتیم قول قول قول؟
کاش
هنوز میشد مثل بچگی
از این قولهای محکم داد و پاش
موند و نترسید.