هدایت شده از میها
حالا خوبه صبح تا شب میخندم و مسخره بازی در میارم و وضعیت روحیم اینه ، اگه میخواستم جدی بگیرم الان رو تخت تیمارستان بودم.
وقتی که یه فشار رو با تمام اجزای بدنت داری تحمل میکنی فقط نیاز به یه گوش شنوا داری و یه حامی محکم که هرچی بشه بگه من هستم،نگران نباشی ااا
این موقع ها نیاز ندارم یه فشار و درد بشی،نمک بشی رو زخمام اگه اینطور بود تورو انتخاب نمیکردم..!
هر وقت نیازت داشتم نبودی تا تونستم بودم و ندیدی اونجاها که مامانم سر کوفتم میزد جلوش وایسادم دور از چشماش نگرانت بودم،پیشت بودم
حیف وقتی که برات گذاشتم
اشتباه کردم اعتماد کردم،احترام گذاشتم،دوست داشتم،نگرانت بودم،وابسته شدم
یه اشتباه بزرگ که هر کی میگفت اینم مثل بقیه که رفتن،میره
من گفتم نه این فرق داره اشتباه کردم
گفتی وابستم شدی برات مهمم ولی همشون دروغی بیش نیست من نمیگم آ رفتارت میگه
چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم، حتی اگر در تاریکترین و دلگیرترین حال خود باشم.