وِصال؛
از چشم هایت شروع شد ،دوست داشتنت را میگویم؛
دوست داشتنت از چشمهات شروع شد
و تا آخرِ دلم ادامه پیدا کرد .
من تو را نمی سرایم !
تو…
خودت در واژه ها می نشین
خودت قلم را وسوسه می کنی
و شعر را بیدار می کنی..!
دستِ من نیست که از دوریِ تو دلگیرم
از خودم، از همه کس، از همه دنیا سیرم
بعدِ تو طاقتِ ماندن بخدا نیس مرا
اخر از غصه ی چشمِ تو شبی میمیرم...