هدایت شده از شآرلوت؛
هی، بیا اینجا، کارت دارم!
معذرت میخوام که سرزده و نصفه شبی اومدم پیویت، ولی دلم خواست یکم حرف بزنیم.
ممبر عزیز و مهربون و خوشگل من، احتمالا به جا نیاری، ولی من شآرلوت از چنل بنبست خورشید ام و خواستم بیام اینجا و فقط بهت بگم "شب بخیر"، چون همه ی آدمای ناز لایق یه شب بخیر هستن.
نمیدونم امروز که گذشت برای تو چطور بوده، یه روز پر از خوش گذرونی و حسای خوب و اگوریپگوری و این حرفا؟ یا یه روز که صدسال سیاه حاضری به خاطر نیاریش و فقط فراموشش کنی؟ شایدم یه روز حوصله سر بر که لابد نصفش رو خواب بودی و بقیشم خب چندان تعریفی نداشته، کی چی میدونه؟
به هرحال، فردا یه روز تازه ست. پر از فرصتای تازه برای اینکه باقی مونده ی تابستونتو قبل از اینکه اندوه تابستانه وجودت رو در بر بگیره بترکونی، نظرت چیه؟
از طرفی میدونم که شاید ذهنت درگیر باشه، به هرحال، اون همه اورثینک و گرفتاری که پا نمیشن تو روز روشن بیان سراغت، منتظر میمونن و بعد دزدکی شب ها قبل خواب بالا سرت ظاهر میشن و بعد به خودت میای میبینی گروگان گرفته شدی! ولی خواستم بهت بگم مهم نیست که امروز چطور گذشته، این هفته چطور بوده، یا تابستون چطور بوده. فقط خواستم بگم که تو لایق بهترینایی و هر مشکلی هم ممکنه که داشته باشی، به زودی درست میشه. من بهت ایمان دارم که از پس اینا هم بر میای چون تو خیلی زیباتر و عمیق تر و صد البته قوی تر از چیزی هستی که فکر میکنی، برات بهترین هارو آرزو میکنم، و امیدوارم بقیه تابستونت پر از تجربه های خوب باشه، ممنونم که تا اینجا اینو خوندی خوشگله، مهم تر از همه، شبت بخیر، امیدوارم خوابای خوب ببینی! 💘
- دوستدار تو، شآرلوت.