_مغآزه لبخند فروشی!_.
یه چیزی یادم اومد
من نمیدونم کلاس چندم بودم احتمالا ۸ام بودم.
این چیزی که این یارو تعریف کرد بین یک دختر و پسر اتفاق افتاده و تا حدودی قابل تحمله ،میدونید؟
بعد من قشنگ یادمه که دوتا کاپل بودن داخل مدرسه ی ما دختره به دوست دخترش میگفت بابا/بابایی:)))))))))
و اون یارو هم به این میگفت دختر بابا:))))))))))))