يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ ۖ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَٰئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا.
[یاد کن] روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان میخوانیم؛ پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادی و خوشحالی] می خوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.
(سوره اسراء آیه ۷۱)
-نادِعلی
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ ۖ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَٰئِكَ يَقْر
تفسیر اباعبدالله (؏) از آیه ۷۱ سوره اسراء :
چون حسين (؏) و يارانش حركت كردند و در ثَعلَبيه فرود آمدند، مردى به نام بِشر بن غالب، بر ايشان در آمد و گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا از اين گفته خداوند عزوجل، آگاه كن : روزى كه هر دسته از مردم را با پيشوايانشان فرا میخوانيم. فرمود: پيشوايى به هدايت فرا خواند و پاسخش را دادند و پيشوايى به بيراهه خوانْد و پاسخش را دادند. آنان، در بهشت و اينان، در دوزخند و اين است معناى سخن خداوند عزوجل: دستهایی در بهشت و دستهایی در دوزخند.
Ali FaniChashme Omid 2.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
دلم جز هوایت، هوایی ندارد
لبم غیر نامت، نوایی ندارد
وضو اذانُ نمازُ قنوتم بدون ولایت بهایی ندارد!
بدان که کلید سعادت دو جهانی، شناختن نفس خویشتن است، زیرا که شناخت آدمی خویش را اعانت بر شناختن آفریدگار خود مینماید. «چنانکه حقتعالی میفرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» یعنی «زود باشد که بنمائیم به ایشان آثار قدرت کامله خود را در عالم و در نفسهای ایشان، تا معلوم شود ایشان را که اوست پروردگار حق ثابت». و از حضرت رسول(ص) منقول است که «من عرفه نفسه فقد عرف ربه» یعنی: «هر که بشناسند نفس خود را پس به تحقق که بشناسد پروردگار خود را».
و خود این ظاهر و روشن است که هر که خود را نتواند بشناسد به شناخت دیگری چون تواند رسید، زیرا که هیچ چیز به تو نزدیک تر از تو نیست، چون خود را نشناسی دیگری را چون شناسی؟
و نیز شناختن خود، موجب شوق به تحصیل کمالات و تهذیب اخلاق و باعث سعی در دفع «رذائل» میگردد، زیرا که آدمی بعد از آنکه حقیقت خود را شناخت و دانست که حقیقت او «جوهری» است از «عالم ملکوت»، که به این عالم جسمانی آمده باشد، که به این فکر افتد که چنین جوهری شریف را عبث و بی فایده به این عالم نفرستادهاند، و این گوهر قیمتی را به بازیچه در صندوقچه بدن ننهادهاند، و بدین سبب در صدد تحصیل فوائد تعلق نفس به بدن بر میآید، و خود را به تدریج به سر منزل شریفی که باید میرساند.
-نادِعلی
بدان که کلید سعادت دو جهانی، شناختن نفس خویشتن است، زیرا که شناخت آدمی خویش را اعانت بر شناختن آفرید
و گاه است گویی: من خود را شناختهام، و به حقیقت خود رسیدهام.
زنهار زنهار،که این نیست مگر از بیخبری و بیخردی. عزیز من چنین شناختن را کلید سعادت نشاید، و این شناسایی تو را به جائی نرساند، که سایر حیوانات نیز با تو در این شناختن شریکاند، و آنها نیز خود را چنین شناسند. زیرا که تو از ظاهر خود نشناسی مگر سر و روی و دست پای و چشم و گوش و پوست و گوشت، و از باطن خود ندانی مگر این قدر که چون گرسنه شوی غذا طلبی، و چون بر کسی خشمناک شوی در صدد انتقام برآیی، و چون شهوت بر تو غلبه کند مقاربت خواهش نمایی و امثال اینها، و همه حیوانات با تو در اینها برابرند.
پس هرگاه حقیقت تو همین باشد از چه راه بر «سباع» و «بهایم»، مفاخرت میکنی؟ و به چه سبب خود را نیز از آنها بهتر میدانی؟ و اگر تو همین باشی به چه سبب خداوند عالم تو را بر سایر مخلوقات ترجیح داده و فرموده:
«وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» یعنی « ما تفضیل دادیم فرزندان آدم را بر بسیاری از مخلوقات خود».
و حال اینکه در این صفات و عوارض، بسیاری از حیوانات بر تو ترجیح دارند.
پس باید که حقیقت خود را طلب کنی تا خود چه چیزی، و چه کسی، و از کجا آمدهای، و به کجا خواهی رفت. و به این منزلگاه روزی چند به چه کار آمدهای، تو را برای چه آفریدهاند. و این اعضا و جوارح را به چه سبب به تو دادهاند، و زمام قدرت و اختیار را به چه جهت در کف تو نهادهاند. و بدانی که سعادت تو چیست، و از چیست، و هلاکت تو چیست و بدانی این صفات و ملکاتی که در تو جمع شده است بعضی از آنها صفات بهایماند، و برخی صفات سباع و درندگان، و بعضی صفات شیاطین، و پارهای صفات ملائکه و فرشتگان و بشناسی که کدام یک از این صفات، شایسته و سزاوار حقیقت تو است، و باعث نجات و سعادت تو، تا در استحکام آن بکوشی و کدام یک عاریتاند و موجب خذلان و شقاوت، تا در ازاله آن سعی نمایی و بالجمله آنچه در آغاز کار و ابتدای طلب، بر طلب سعادت و رستگاری لازم است آن است که در سعی شناختن خود، و پی بردن به حقیقت خود نماید، که بدون آن به سر منزل مقصود نتوان رسید.
آنگاه در لحظات پایانی روز آخر ماه مبارک رمضان که روز عرضه کردن کارها و اعمال ماه است با حامی نگهبان این روز که حضرات ائمه معصومینعلیهالسلام میباشند. با رعایت ادب و تواضع و توسل مناجات کن.
و آن چنان مناجات کن که مهر و محبت آنان را برانگیخته و باران رحمت و بزرگواری آنان را بر خود جاری ساخته باشی.
و با عرض معذرت کارها و اعمال خود را در ماه رمضان به آن بزرگواران عرضه کن و از آنها اصلاح کار و شفاعت و دعایشان را طلب کن و از آنها بخواه که از خداوند بخواهند که با بخشش فراوان اعمالت را بپذیرد و به چندین برابر اعمال خود مبدل سازد و اگر این امور را در آخر روز در حال سجده انجام دهی و این ماه را با حال سجده و گرسنگی به آخر رسانی و با چنین حالتی شب عید را درک کنی بعید نیست که به کرامت حق نائل شوی.
عید لحظهای است که حضرت حق برای هدیه دادن و بهرهمند کردن بندگانش از نعمتها از بین روزها برگزیده است تا برای گرفتن هدایا جمع شوند.
و به همگان اعلام کرده که به درگاه او روی آورده و با اعتراف به بندگی و طلب آمرزش از گناهان و عرضه نیازها برای او فروتنی کنند.
و شخص بدبخت در این روز از معنای عید غافل و سرگرم کارهای دنیوی و مادی است و به جای این که در محافل پاکان و خوبان، رسولان، شهدا و صدیقین بشیند با اشخاص بدبختی مانند خود انس گرفته و مقامات معنوی را نادیده گرفته و به درکات جهنم چسبیده است.
خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه بندگی خود مقرر داشته و بندگانش را در روز عید فطر فرا خوانده تا برای گرفتن نعمتها و هدایا گرد هم جمع کند.